هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مفاهیم عمیق فلسفی، عرفانی و اجتماعی سخن می‌گوید. شاعر از خاموشی، توهم، عبرت، رنج، حرص، و بی‌عدالتی در جامعه صحبت می‌کند و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند شمع، موج دریا، انگور، و عقرب، احساسات و افکار خود را بیان می‌کند. در نهایت، شاعر به گم‌شدگی دل خود در میان این گلستان زندگی اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم مانند 'حرص'، 'بی‌عدالتی' و 'رنج' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۵۸۶ - خامشی در پرده سامان تکلم‌کرده است

خامشی در پرده سامان تکلم‌کرده است
از غبار سرمه آوازی توهم کرده است ۱

بی‌توگر چندی درین محفل به عبرت زنده‌ایم
بر بنای ما چو شمع آتش ترحم‌کرده است ۲

تا خموشی داشتیم آفاق بی‌تشویش بود
موج این بحر از زبان ما تلاطم‌کرده است ۳

از عدم ناجسته شوخیهای هستی می‌کنیم
صبح ما هم در نقاب شب تبسم‌کرده است ۴

معبد حرص آستان سجدهٔ بی‌عزتی‌ست
عالمی اینجا به آب رو تیمم‌کرده است ۵

هیچکس مغرور استعداد جمعیت مباد
قطره راگوهر شدن بیرون قلزم‌کرده است ۶

خام‌طبعان ز فشار رنج دهر آزاده‌اند
پختگی انگور را زندانی خم‌کرده است ۷

غیبت ظالم‌گزندش‌کم میندیش از حضور
نیش عقرب نردبانها حاصل‌از دم‌کرده است ۸

سحرکاریهای چرخ از اختلاط بی‌نسق
خستگی اطوار مردم راسریشم کرده است ۹

آن تپش‌کز زخم حسرتهای روزی داشتیم
گرد ما را چون سحرانبارگندم‌کرده است ۱۰

این‌گلستان‌، غنچه‌ها بسیار دارد، بوکنید
در همین‌جا بیدل ما هم دلی‌گم‌کرده است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۱۰۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۵ - چشم‌واکن حسن نیرنگ قدم بی‌پرده است
گوهر بعدی:غزل ۵۸۷ - پیری‌ام پیغامی از رمز سجود آورده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.