هوش مصنوعی: متن درباره سرهنگ زاده‌ای است که از کودکی نشانه‌های بزرگی در او دیده می‌شد و به دلیل هوش و فراستش مورد توجه سلطان قرار گرفت. او با وجود جمال ظاهری و معنوی، به خاطر هنر و عقلش به مقام و منزلت رسید، اما حسادت دیگران باعث شد او را متهم به خیانت کنند و در صدد کشتنش برآیند. سرهنگ در پاسخ به سلطان، حسادت را دلیل دشمنی‌ها دانست و اشاره کرد که حسودان تنها با زوال نعمت فرد راضی می‌شوند. در پایان، اشعاری درباره حسد و سرنوشت شوم حسودان آورده شده است.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی مانند حسد، هوش، و دشمنی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و اشعار قدیمی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

حکایت ۵ - سرهنگ‌زاده‌ای را بر در سرایِ اُغْلُمُش دیدم

سرهنگ‌زاده‌ای را بر در سرایِ اُغْلُمُش دیدم که عقل و کِیاستی و فهم و فِراستی زاید‌الوصف داشت، هم از عهدِ خُردی آثارِ بزرگی در ناصیهٔ او پیدا.

بالایِ سرش ز هوشمندی
می‌تافت ستارهٔ بلندی ۱

فی‌الجمله مقبولِ نظرِ سلطان آمد که جَمالِ صورت و معنی داشت و خردمندان گفته‌اند: «توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی به عقل نه به سال». ابنایِ جنسِ او بر منصبِ او حسد بردند و به خیانتی متّهم کردند و در کشتنِ او سعی بی‌فایده نمودند.

دشمن چه زند چو مهربان باشد دوست؟

مَلِک پرسید که موجبِ خصمیِ اینان در حقِّ تو چیست؟ گفت: در سایهٔ دولتِ خداوندی دامَ مُلْکُهُ همگنان را راضی کردم مگر حسود را که راضی نمی‌شود الّا به زوالِ نعمتِ من و اقبال و دولتِ خداوند باد.

توانم آنکه نیازارم اندرونِ کسی
حسود را چه کنم؟ کو ز خود به رنج در است ۲

بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجی‌ست
که از مشقّتِ آن جز به مرگ نَتْوان رست ۳

شوربختان به آرزو خواهند
مُقبلان را زوال نعمت و جاه ۴

گر نبیند به روز شَپّره چشم
چشمهٔ آفتاب را چه گناه؟ ۵

راست خواهی، هزار چشمِ چنان
کور بهتر که آفتابْ سیاه ۶
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۴ - طایفهٔ دزدانِ عرب بر سرِ کوهی نشسته بودند
گوهر بعدی:حکایت ۶ - یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دستِ تطاول به مال رعیّت دراز کرده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.