هوش مصنوعی: ملک زاده‌ای که گنج فراوانی از پدر به ارث برده بود، سخاوت و بخشش زیادی به سپاه و رعیت نشان داد. یکی از مشاوران بی‌تدبیر به او نصیحت کرد که از بخشش بی‌رویه خودداری کند و گنج را برای روزهای سخت حفظ نماید، زیرا دشمنان در کمین هستند. اما ملک با عصبانیت پاسخ داد که خداوند او را مالک این مملکت قرار داده تا بخورد و ببخشد، نه اینکه گنج را انبار کند. او به نمونه‌هایی مانند قارون (که ثروت اندوخت و نابود شد) و نوشین‌روان (که نام نیک از خود گذاشت) اشاره کرد.
رده سنی: 15+ این متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و اشارات تاریخی (مانند قارون و نوشین‌روان) ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

حکایت ۱۸ - ملک‌زاده‌ای گنج فراوان از پدر میراث یافت

ملک‌زاده‌ای گنج فراوان از پدر میراث یافت. دستِ کَرَم برگشاد و دادِ سخاوت بداد و نعمتِ بی‌دریغ بر سپاه و رعیّت بریخت.

نیاساید مَشام از طبلهٔ عود
بر آتش نِه، که چون عنبر ببوید ۱

بزرگی بایدت بخشندگی کن
که دانه تا نیفشانی نروید ۲

یکی از جُلَسایِ بی‌تدبیر نصیحتش آغاز کرد که «ملوکِ پیشین مر این نعمت را به سعی اندوخته‌اند و برای مصلحتی نهاده. دست از این حرکت کوتاه کن که واقعه‌ها در پیش است و دشمنان از پس؛ نباید که وقت حاجت فرو‌مانی.»

اگر گنجی کنی بر عامیان بخش
رسد هر کدخدایی را برنجی ۳

چرا نستانی از هر یک جوی سیم
که گرد آید تو را هر وقت گنجی؟ ۴

ملک روی از این سخن به هم آورد و مر او را زجر فرمود و گفت: مرا خداوند، تَعالیٰ مالکِ این مملکت گردانیده است تا بخورم و ببخشم نه پاسبان که نگاه دارم.

قارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشت
نوشین‌روان نمرد که نامِ نکو گذاشت ۵
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۱۷ - تنی چند از روندگان در صحبتِ من بودند
گوهر بعدی:حکایت ۱۹ - آورده‌اند که نوشین‌روانِ عادل را در شکارگاهی صَید کباب کردند و نمک نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.