هوش مصنوعی: عبدالقادر گیلانی در حرم کعبه روی حصیر گذاشته و از خداوند طلب بخشش می‌کند. او از خدا می‌خواهد که اگر مستحق عذاب است، در قیامت نابینا محشور شود تا شرمسار نیکان نشود. او با خاکساری از خدا می‌خواهد که هرگز فراموشش نکند و از بنده‌اش یاد کند.
رده سنی: 15+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. همچنین، مضامین مربوط به قیامت و مسئولیت‌های معنوی برای کودکان قابل هضم نیست.

حکایت ۳ - عبدالقادرِ گیلانی را، رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ، دیدند در حرمِ کعبه روی بر حَصْبا نهاده

عبدالقادرِ گیلانی را، رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ، دیدند در حرمِ کعبه روی بر حَصْبا نهاده، همی‌گفت: ای خداوند! ببخشای! وگر هرآینه مستوجب عقوبتم؛ در روزِ قیامتم نابینا برانگیز تا در رویِ نیکانْ شرمسار نشوم.

روی بر خاکِ عجز، می‌گویم
هر سحرگه که باد می‌آید: ۱

«ای که هرگز فرامشت نکنم
هیچت از بنده یاد می‌آید؟» ۲
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۲ - درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همی‌مالید
گوهر بعدی:حکایت ۴ - دزدی به خانهٔ پارسایی در آمد؛ چندان که جست چیزی نیافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.