هوش مصنوعی:
متن درباره پشیمانی فردی است که در جوانی با مادرش با خشونت رفتار کرده و اکنون با یادآوری مهربانیهای او در کودکی، احساس ندامت میکند. مادرش با غم به او یادآوری میکند که آیا فراموش کردهای که زمانی کودک بیپناهی بودی و در آغوش من آرام میگرفتی؟
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی است که درک آن برای کودکان دشوار است و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است که میتوانند با احساسات پشیمانی و رابطه والد-فرزندی ارتباط برقرار کنند.
حکایت ۶ - وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم؛ دلآزرده به کنجی نشست و گریان همیگفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی میکنی؟
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش
چو دیدش پلنگافکن و پیلتن ۱
گر از عهد خردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من، ۲
نکردی در اینروز بر من جفا
که تو شیرمردی و من پیرزن ۳
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش
چو دیدش پلنگافکن و پیلتن ۱
گر از عهد خردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من، ۲
نکردی در اینروز بر من جفا
که تو شیرمردی و من پیرزن ۳
تعداد ابیات: ۳
۵۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۵ - جوانی چست لطیف خندان شیرین زبان در حلقه عشرت ما بود
گوهر بعدی:حکایت ۷ - توانگری بخیل را پسری رنجور بود
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۴۰۲/۳/۱۰ ۰۴:۲۱
معنی این شعر چیست