هوش مصنوعی: این شعر غنایی و عرفانی از بیدل دهلوی، به موضوعاتی مانند عشق، تنهایی، رنج، و جستجوی معنا در زندگی می‌پردازد. شاعر از درد فراق، ناله‌های پنهان، و سوختن در راه عشق سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند خاکساری، اعتبار، و روشنگری اشاره می‌کند. تصاویر شعری مانند شعله، خاکستر، صهبا، و مینا به عمق احساسات و تفکرات عرفانی او می‌افزایند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و مضامین مانند رنج، تنهایی، و سوختن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

غزل ۶۵۳ - عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشست

عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشست
درد صهبا پنبه ‌گشت و بر سر مینا نشست ۱

بی‌توام‌ گرد ضعیفی بس که بر اعضا نشست
ناله‌ام درکوچهٔ نی چون‌ گره صدجا نشست ۲

کس نمی‌فهمد زبان سوختن تقریر شمع
در میان انجمن می‌بایدم تنها نشست ۳

می‌توان در خاکساری یافت اوج اعتبار
آبله شد صاحب افسر، بسکه زیر پا نشست ۴

هر که را سررشتهٔ وضع حیا باشد به دست
می‌تواند چون نگه در دیدهٔ بینا نشست ۵

شعلهٔ شوقت نشد پنهان به فانوس خیال
همچو رنگ‌ این‌ می برون‌ از خلوت‌ مینا نشست ۶

سعی پرواز فنا را، اعتبار دیگر است
رفت ‌گرد ما به جایی‌ کز فلک بالا نشست ۷

تیره‌باطن را چه سود از صحبت روشندلان
صاف نبود زنگ با آیینه‌گر یک جا نشست ۸

ننگ وضع هم بساطیهای مجنون برنداشت
گرد ما شد آب تا در دامن صحرا نشست ۹

شعلهٔ ما را درین بزم آرمیدن مفت نیست
صد تپیدن سوخت تا یک داغ نقش یا نشست ۱۰

آبرو ذاتی‌ست بیدل ورنه مانند گهر
مهرهٔ ‌گل هم تواند در دل دریا نشست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵۲ - تا غبارخط برآن حسن صفا پیرا نشست
گوهر بعدی:غزل ۶۵۴ - جوش‌حرص‌از یأس من‌آخر ز تاب‌وتب نشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.