هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با تصاویر شاعرانه و عمیق، به مفاهیمی مانند عشق، سرنوشت، وجود انسان و رابطه او با عالم هستی میپردازد. شاعر از عناصری مانند گردباد، مجنون، آسمان، آیینه و خاک استفاده کرده تا احساسات پیچیده و فلسفی خود را بیان کند. متن پر از استعاره و کنایه است و حس حسرت، جستجو و ناپایداری زندگی را منتقل میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری سنگین، آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد.
غزل ۶۹۱ - گردباد امروز در صحرا قیامت کاشتهست
گردباد امروز در صحرا قیامت کاشتهست
موی مجنون بیسر و پاگردنی افراشتهست ۱
چون سحرگرد نفس بر آسمانها بردهایم
بیطنابی خیمهٔ ما ناکجا برداشتهست ۲
در ازل آیینهٔ شرم دویی در پیش داشت
مصلحتبینیکه ما را جز به ما نگماشتهست ۳
تا قیامت حسرت دیدار باید چید و بس
چشممخموری دربنوسبرانهنرگس کاشتهست ۴
سرنوشت خویش تا خواندم عرقها کرد گل
اینخط موهوم یکسر نقطهٔ شک داشتهست ۵
قطرهای بودم .ولی از جسم خاکی بستهام
فرصت عمر اینقدر بر من غبار انباشتهست ۶
باد یکسر شکل عنقا خاک تصویر عدم
طرفهتر این کادمی خود را کسی پنداشتهست ۷
ریشه واری در طلب مژگان سر از پا برنداشت
عشق ما را در زمین شرم مطلب کاشتهست ۸
جز به صحرای عدم بیدل کجا گنجد کسی
تنگی اینعرصه در دل جایدل نگذاشتهست ۹
موی مجنون بیسر و پاگردنی افراشتهست ۱
چون سحرگرد نفس بر آسمانها بردهایم
بیطنابی خیمهٔ ما ناکجا برداشتهست ۲
در ازل آیینهٔ شرم دویی در پیش داشت
مصلحتبینیکه ما را جز به ما نگماشتهست ۳
تا قیامت حسرت دیدار باید چید و بس
چشممخموری دربنوسبرانهنرگس کاشتهست ۴
سرنوشت خویش تا خواندم عرقها کرد گل
اینخط موهوم یکسر نقطهٔ شک داشتهست ۵
قطرهای بودم .ولی از جسم خاکی بستهام
فرصت عمر اینقدر بر من غبار انباشتهست ۶
باد یکسر شکل عنقا خاک تصویر عدم
طرفهتر این کادمی خود را کسی پنداشتهست ۷
ریشه واری در طلب مژگان سر از پا برنداشت
عشق ما را در زمین شرم مطلب کاشتهست ۸
جز به صحرای عدم بیدل کجا گنجد کسی
تنگی اینعرصه در دل جایدل نگذاشتهست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۰ - دل در قدم آبله پایانکه شکستهست
گوهر بعدی:غزل ۶۹۲ - سخت جانی از من محزون که باور داشتهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.