هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر پیچیده و استعارههای عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، حقیقت، رنج، و جستجوی معنوی میپردازد. شاعر از عناصری مانند آب، آیینه، خاک، و نور برای بیان مفاهیمی مانند ناپایداری زندگی، دشواری درک حقیقت، و ناامیدی از دنیای مادی استفاده میکند. همچنین، انتقادی از ریاکاری و غفلت انسانها در زندگی وجود دارد.
رده سنی:
18+
این شعر به دلیل استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، برای درک و تجزیهوتحلیل به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۷۴۴ - بیرخت در چشمهٔ آیینه خاک است آب نیست
بیرخت در چشمهٔ آیینه خاک است آب نیست
چشم مخملرازشوق پای بوست خواب نیست ۱
بعدکشتن خون ما رنگ ست درپرواز شوق
آب وخاک بسملت ازعالم سیماب نیست ۲
شوخی مهتاب و تمکینکتان پرظاهر است
بر بنای صبر ما شوقتکم از سیلاب نیست ۳
کی تواند آینه عکس ترا در دل نهفت
ضبط اینگوهر به چنگ سعی هرگرداب نیست ۴
سایه را آیینهٔ خورشید بودن مشکل است
خودبهخوددرجلوهباش اینجاکسیراتابنیست ۵
خرقه از لخت جگر چون غنچه در برکردهایم
در دیار ما قماش دلدرستیبابنیست ۶
ای حباب از سادگی دست دعا بالا مکن
در محیط عشق جز موج خطرمحرابنیست ۷
برگ برگ اینگلستان پردهدار غفلت است
غنچهٔ بیدار اگرگلگشتگل بیخواب نیست ۸
دور نبودگر فلک ییچد به خویش از نالهام
دود را از شعله حاصل غیرپیچ و تاب نیست ۹
تا توانی چون نسیم آزادگی ازکف مده
آشنای رنگ جمعیتگل اسباب نیست ۱۰
از فروغ این شبستان دست باید شست و بس
آب گردیدهست سامان طرب مهتاب نیست ۱۱
بیدل از احباب دنیا چشم سرسبزی مدار
کشتاین شطرنجبازان دغل سیراب نیست ۱۲
چشم مخملرازشوق پای بوست خواب نیست ۱
بعدکشتن خون ما رنگ ست درپرواز شوق
آب وخاک بسملت ازعالم سیماب نیست ۲
شوخی مهتاب و تمکینکتان پرظاهر است
بر بنای صبر ما شوقتکم از سیلاب نیست ۳
کی تواند آینه عکس ترا در دل نهفت
ضبط اینگوهر به چنگ سعی هرگرداب نیست ۴
سایه را آیینهٔ خورشید بودن مشکل است
خودبهخوددرجلوهباش اینجاکسیراتابنیست ۵
خرقه از لخت جگر چون غنچه در برکردهایم
در دیار ما قماش دلدرستیبابنیست ۶
ای حباب از سادگی دست دعا بالا مکن
در محیط عشق جز موج خطرمحرابنیست ۷
برگ برگ اینگلستان پردهدار غفلت است
غنچهٔ بیدار اگرگلگشتگل بیخواب نیست ۸
دور نبودگر فلک ییچد به خویش از نالهام
دود را از شعله حاصل غیرپیچ و تاب نیست ۹
تا توانی چون نسیم آزادگی ازکف مده
آشنای رنگ جمعیتگل اسباب نیست ۱۰
از فروغ این شبستان دست باید شست و بس
آب گردیدهست سامان طرب مهتاب نیست ۱۱
بیدل از احباب دنیا چشم سرسبزی مدار
کشتاین شطرنجبازان دغل سیراب نیست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴۳ - برگ و سازم جز هجومگریهٔ بیتاب نیست
گوهر بعدی:غزل ۷۴۵ - جزخوندل زنقد سلامت به دست نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.