هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق، رنج، ناتوانی، و آرزوهای بربادرفته سخن میگوید. شاعر از دلهای پرتپش، اشکهای بیپرده، و رنجهای بیپاسخ مینالد و به ناپایداری دنیا و هستی موهوم اشاره میکند. در نهایت، به پاکی دل و رهایی از غبار هستی میپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اصطلاحات ادبی پیچیده، برای درک و ارتباط بهتر، نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی است.
غزل ۸۲۱ - هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشت
هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشت
گرد به باد رفتهٔ من رقص حال داشت ۱
روزی که عشق زد رقم ناتوانیام
چون خامه استخوان تنم مغز نال داشت ۲
رازم ز بینقابی اظهار اشک شد
عریانی اینقدر عرق انفعال داشت ۳
درکیش عشق ساز رهایی ندامت است
افسوس طایری که به دام تو بال داشت ۴
امروز نیست داغ تو خلوت فروز دل
خورشید ریشه در دل ماه از هلال داشت ۵
از دل به غیر شعلهٔ آهی نشد بلند
عرض سراسر چمنم یک نهال داشت ۶
در بحر احتیاج که موجش تپیدن است
آسایشی که داشت لب بیسؤال داشت ۷
بیهوده همچو صبح دمیدیم و سوختیم
فصل بهار بی نفسی اعتدال داشت ۸
دل خون شد و کسی به فغانش نبرد پی
این چینی شکسته زبان سفال داشت ۹
از دل غبار هستی موهوم شستهایم
رفت آنکه لوح آینهٔ ما مثال داشت ۱۰
عمرم،کی آمدم که دهم عرض رفتنی
تهمت خرامیام قدم ماه و سال داشت ۱۱
تنها نه بیدل از تپش آرام منزل است
هر بسمل، آشیان طرب، زبر بال داشت ۱۲
گرد به باد رفتهٔ من رقص حال داشت ۱
روزی که عشق زد رقم ناتوانیام
چون خامه استخوان تنم مغز نال داشت ۲
رازم ز بینقابی اظهار اشک شد
عریانی اینقدر عرق انفعال داشت ۳
درکیش عشق ساز رهایی ندامت است
افسوس طایری که به دام تو بال داشت ۴
امروز نیست داغ تو خلوت فروز دل
خورشید ریشه در دل ماه از هلال داشت ۵
از دل به غیر شعلهٔ آهی نشد بلند
عرض سراسر چمنم یک نهال داشت ۶
در بحر احتیاج که موجش تپیدن است
آسایشی که داشت لب بیسؤال داشت ۷
بیهوده همچو صبح دمیدیم و سوختیم
فصل بهار بی نفسی اعتدال داشت ۸
دل خون شد و کسی به فغانش نبرد پی
این چینی شکسته زبان سفال داشت ۹
از دل غبار هستی موهوم شستهایم
رفت آنکه لوح آینهٔ ما مثال داشت ۱۰
عمرم،کی آمدم که دهم عرض رفتنی
تهمت خرامیام قدم ماه و سال داشت ۱۱
تنها نه بیدل از تپش آرام منزل است
هر بسمل، آشیان طرب، زبر بال داشت ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۲۰ - در وادیی که قدرت عجزم کمال داشت
گوهر بعدی:غزل ۸۲۲ - تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.