هوش مصنوعی:
این متن به تأملات عرفانی دربارهٔ جهان حادث و ناپایدار میپردازد. شاعر از بیثباتی و گذرایی دنیا سخن میگوید و بر بیهودگی دلبستگی به مادیات تأکید دارد. او از رموز فطرت، ظهور و خزان حادث سخن میراند و مخاطب را به استفاده از فرصتهای محدود زندگی فرا میخواند. همچنین، متن به مفاهیمی مانند سود و زیان، شکست و سلامت، و رنج انسانها در این جهان اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۸۴ - تأمل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث
تأمل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث
نوای ساز قدم شنیدن ز زخمههای زبان حادث ۱
شکستو بستی کهموج دارد کسیچه مقدار واشمارد
به یک وتیره است تا قیامت حساب سود و زیان حادث ۲
ز فکر سودای پوچ هستی به شرم باید تنید و پا زد
به دستگاه چه جنس نازد سقط فروش دکان حادث ۳
ازبن بساط خیال رونق نقاب رمز ظهور کن شق
خزان ندارد بهار مطلق بهار دارد خزان حادث ۴
فسانهای ناتمام دارد حقیقت عالم تعین
تو درخور فرصتی که داری تمام کن داستان حادث ۵
کسی درین دشت بیسر و پا برون منزل نمیخرامد
به خط پرگار جاده دارد تردد کاروان حادث ۶
غم و طرب نعمت است اما نصیب لذت که راست اینجا
تجدد الوان ناز دارد نیاز مهمان خوان حادث ۷
اگرشکستیم وگر سلامتکه دارد اندیشهٔ ندامت
بر اوستاد قدم فتاده است رنج میناگران حادث ۸
رموز فطرت بر این سخن کرد ختم صد معنی و عبارت
که آشکار و نهان ندارد جز آشکار و نهان حادث ۹
به پستی اعتبار بیدل عبث فسردی و خاک گشتی
نمی توان کرد بیش از اینها زمینی و آسمان حادث ۱۰
نوای ساز قدم شنیدن ز زخمههای زبان حادث ۱
شکستو بستی کهموج دارد کسیچه مقدار واشمارد
به یک وتیره است تا قیامت حساب سود و زیان حادث ۲
ز فکر سودای پوچ هستی به شرم باید تنید و پا زد
به دستگاه چه جنس نازد سقط فروش دکان حادث ۳
ازبن بساط خیال رونق نقاب رمز ظهور کن شق
خزان ندارد بهار مطلق بهار دارد خزان حادث ۴
فسانهای ناتمام دارد حقیقت عالم تعین
تو درخور فرصتی که داری تمام کن داستان حادث ۵
کسی درین دشت بیسر و پا برون منزل نمیخرامد
به خط پرگار جاده دارد تردد کاروان حادث ۶
غم و طرب نعمت است اما نصیب لذت که راست اینجا
تجدد الوان ناز دارد نیاز مهمان خوان حادث ۷
اگرشکستیم وگر سلامتکه دارد اندیشهٔ ندامت
بر اوستاد قدم فتاده است رنج میناگران حادث ۸
رموز فطرت بر این سخن کرد ختم صد معنی و عبارت
که آشکار و نهان ندارد جز آشکار و نهان حادث ۹
به پستی اعتبار بیدل عبث فسردی و خاک گشتی
نمی توان کرد بیش از اینها زمینی و آسمان حادث ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸۳ - خواری ست به هرکج منش از راست روان بحث
گوهر بعدی:غزل ۸۸۵ - نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.