هوش مصنوعی: این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعاره‌های پیچیده، به موضوعاتی مانند نقد اجتماع، عیب‌جویی، دورویی، و مشکلات اخلاقی می‌پردازد. شاعر از زبان طنز و کنایه برای بیان مفاهیم عمیق استفاده می‌کند.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم انتزاعی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم انتقادی و کنایه‌آمیز آن برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۹۰۷ - دم سرد بسته به پیش خود چقدر دماغ فسرده یخ

دم سرد بسته به پیش خود چقدر دماغ فسرده یخ
که به‌گرمیی نشد آشنا سر واعظ از زدن زنخ ۱

شده خلقی آینه‌ دار دین به غرور فطرت عیب‌ بین
سر و برگ دیده‌وری‌ست این‌که ز خال می شمرند رخ ۲

به تسلی دل بی‌صفا نبری زموعظه ماجرا
که ز آب سیل گزک دود به سر جراحت پر وسخ ۳

چه سبب شد آینهٔ طلب‌ که دمید این همه تاب و تب
که‌ پر است از طرب و تعب سر مور تا به پر ملخ ۴

ز فسون عالم عنکبوت املت‌کشیده به دام و بس
نفسی دو خیمهٔ ناز زن به طناب پوچ گسته نخ ۵

ز قضا چه مژده شنیده‌ای‌ که سرت به فتنه‌ کشیده‌ای
به جنون اگر نتنیده‌ای رگ گردن توکه‌کرده شخ ۶

به کمند کلفت پیش و پس نتپی چو بیدل بیخبر
تو مقید نفسی و بس دگرت چه دام و کجاست فخ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۰۶ - موی پیری بست بر طبع حسد تخمیر صلح
گوهر بعدی:غزل ۹۰۸ - باز از پان‌گشت لعل نو خط دلدار سرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.