هوش مصنوعی:
این شعر به مفاهیمی مانند ناامیدی، رنج، حسرت، و بیپناهی میپردازد. شاعر از غبار بیپایان، زخمهای نچیده دل، و حرص بیثمر سخن میگوید و به بیامیدی و حیرت انسان در برابر زندگی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۰۲۳ - غبار ما به جز این پر شکستنیکه ندارد
غبار ما به جز این پر شکستنیکه ندارد
کجا رود به امید نشستنیکه ندارد ۱
هزار قافله پا درگل است و میرود از خود
به فرصت و نفس بار بستنیکه ندارد ۲
چه زخمهاکه نچیدهست دل به فرقت یاران
ز ناخن المی سینه خستنی که ندارد ۳
سپند مجمر تصویرهمچو من بهکه نالد
ز وحشتیکه فسردهست و جستنیکه ندارد ۴
گذشته است جهانی ز اوج منتظر عنقا
به بال دعوی از خویش رستنی که ندارد ۵
اسیر حرص چهکوششکند به ناز رهایی
بر این دکان هوس دل نبستنی که ندارد ۶
به حیرتم چه فسون است دام حیرت بیدل
تعلقی که نبودش، گسستنی که ندارد ۷
کجا رود به امید نشستنیکه ندارد ۱
هزار قافله پا درگل است و میرود از خود
به فرصت و نفس بار بستنیکه ندارد ۲
چه زخمهاکه نچیدهست دل به فرقت یاران
ز ناخن المی سینه خستنی که ندارد ۳
سپند مجمر تصویرهمچو من بهکه نالد
ز وحشتیکه فسردهست و جستنیکه ندارد ۴
گذشته است جهانی ز اوج منتظر عنقا
به بال دعوی از خویش رستنی که ندارد ۵
اسیر حرص چهکوششکند به ناز رهایی
بر این دکان هوس دل نبستنی که ندارد ۶
به حیرتم چه فسون است دام حیرت بیدل
تعلقی که نبودش، گسستنی که ندارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۲۲ - نفس به غیر تک و پوی باطلی که ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲۴ - به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.