هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی مانند بیهودگی تلاش‌های انسانی، ناپایداری دنیا، عشق و رنج‌های آن، و ناامیدی از دستیابی به آرزوها می‌پردازد. شاعر با تصاویر نمادین مانند خاک، باد، و گل‌های بی‌ثمر، احساس پوچی و بی‌معنایی را بیان می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ بالایی از زندگی دارد که معمولاً در سنین پایین‌تر به دست نمی‌آید. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و پوچی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۰۲۲ - نفس به غیر تک و پوی باطلی‌ که ندارد

نفس به غیر تک و پوی باطلی‌ که ندارد
دگرکجا بردم جز به منزلی‌که ندارد ۱

به باد هرزه‌دوی داد خاک مزرع راحت
دماغ سوخته خرمن ز حاصلی که ندارد ۲

به یک دو قطره‌که‌گوهر دمانده است تأمل
محیط خفته در آغوش ساحلی‌که ندارد ۳

بپوش دیده و بگذر که‌ گرد دشت تعلق
هزار ناقه نشانده‌ست در گلی که ندارد ۴

بهارگلشن امکان ز ساز و برک شکفتن
همین شکستن رنگ است مشکلی‌که ندارد ۵

عرق ذخیره نماید به بارگاه‌کریمان
زبان جرات اظهار سایلی که ندارد ۶

به غیرتهمت خونی‌که نیست در رک بسمل
چه بست وهم به دامان قاتلی‌که ندارد ۷

در این رباط‌ کهن خواب ناز برده جهان را
به زبر سایهٔ دیوار مایلی که ندارد ۸

غبار شیشه ز مردم نهفته است پری را
مپوش چشم ز لیلی به محملی‌که ندارد ۹

هزار آینه بر سنگ زد غرور تعین
جهان به خود طرف است از مقابلی‌که ندارد ۱۰

نفس‌گداخت دویدن، به باد رفت نپیدن
خیال پا نکشید آخر از گلی ‌که ندارد ۱۱

به جز جنون چه فروزد چراغ فطرت انسان
به خلوتی‌که ندیده است و محفلی‌که ندارد ۱۲

غم محبت و داغ وفا ورنج تمنا
چها نمی‌کشد این بیدل از دلی که ندارد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۲۱ - بهار صبح نفس زین دودم بقا که ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲۳ - غبار ما به جز این پر شکستنی‌که ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.