هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ تنهایی، حسرت، عشق و انتظار است. او از ناکامیها، بیپاسخی و بیتوجهی اطرافیان به ارزشهای حقیقی شکوه میکند و به مفاهیمی مانند عجز، صبر، حقطلبی و دوری از کینهتوزی اشاره مینماید. همچنین، شاعر از نادیده گرفته شدن حقیقت و زیباییهای وجودی توسط دیگران ابراز تاسف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهٔ بالاتری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت، تنهایی و انتقادهای اجتماعی برای مخاطبان جوانتر ممکن است سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۰۶۳ - حسرت، پیام بیکسی آخر به یار برد
حسرت، پیام بیکسی آخر به یار برد
قاصد نبرد نامهٔ من انتظار برد ۱
قطع جهات کردهام از انس بور
افتادگی به هر طرفم نی سوار برد ۲
در هجر و وصل آب نگشتم چه فایده
بیانفعالیام همه جا شرمسار ،برد ۳
حیف ازکسیکه ضبط عنان سخن نداشت
تمکین ز سنگ، خفت وضع شرار برد ۴
مردان! زکینهخواهی دونان حذرکنید
خون سگان ز ننگ دم ذوالفقار برد ۵
بیرتبه نیست دعوی حق با وجود لاف
منصور را بلندتر از خلق، دار برد ۶
گردنکشی ز عجزپرستان چه ممکن است
انگشت هم زپرده ما زینهار برد ۷
زین دشت جز وبال تعلق نچیدهایم
آن دامنیکه کسوت ما داشت خار برد ۸
قدر حضور بحر ندانست زورف
غفلت برای سوختنم برکنار برد ۹
آیینهخانه بود تماشاگه ظهور
سیر بهار رنگ به خویشم دچار برد ۱۰
آخر هوای وصل توامکرد بیسراغ
چندان تپید دلکه ز خاکم غبار برد ۱۱
هستی صفای جوهر تحقیق کس نخواست
هرکس نفس ز خلق یک آیینهوار برد ۱۲
بیدل هجوم قلقل میناست شش جهت
با هر صدایی از خودم این کوهسار برد ۱۳
قاصد نبرد نامهٔ من انتظار برد ۱
قطع جهات کردهام از انس بور
افتادگی به هر طرفم نی سوار برد ۲
در هجر و وصل آب نگشتم چه فایده
بیانفعالیام همه جا شرمسار ،برد ۳
حیف ازکسیکه ضبط عنان سخن نداشت
تمکین ز سنگ، خفت وضع شرار برد ۴
مردان! زکینهخواهی دونان حذرکنید
خون سگان ز ننگ دم ذوالفقار برد ۵
بیرتبه نیست دعوی حق با وجود لاف
منصور را بلندتر از خلق، دار برد ۶
گردنکشی ز عجزپرستان چه ممکن است
انگشت هم زپرده ما زینهار برد ۷
زین دشت جز وبال تعلق نچیدهایم
آن دامنیکه کسوت ما داشت خار برد ۸
قدر حضور بحر ندانست زورف
غفلت برای سوختنم برکنار برد ۹
آیینهخانه بود تماشاگه ظهور
سیر بهار رنگ به خویشم دچار برد ۱۰
آخر هوای وصل توامکرد بیسراغ
چندان تپید دلکه ز خاکم غبار برد ۱۱
هستی صفای جوهر تحقیق کس نخواست
هرکس نفس ز خلق یک آیینهوار برد ۱۲
بیدل هجوم قلقل میناست شش جهت
با هر صدایی از خودم این کوهسار برد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶۲ - احتیاجم خجلت از احباب برد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۶۴ - شرمقصورم از سخن، شکوهاعتبار برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.