هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی از بیدل دهلوی، به مفاهیمی مانند عشق، حقیقت، ناپایداری دنیا، و تلاش انسان برای درک معنا می‌پردازد. شاعر از رنج‌ها، تردیدها و جستجوی خود سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌هایی مانند آینه، خاک و پرواز، به بیان احساسات و تفکرات عمیق خود می‌پردازد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به تجربه و دانش ادبی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اصطلاحات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۱۰۸۰ - داغ بودم‌که چه خواهم به غمت انشا کرد

داغ بودم‌که چه خواهم به غمت انشا کرد
نقطهٔ اشک‌، روان‌گشت و خطی پیداکرد ۱

نقش نیرنگ جهان در نظرم رنگ نیست
در تمثال زدم آینه استغنا کرد ۲

سعی مغرور ز عجزم در آگاهی زد
خواب پا داشتم از آبله مژگان واکرد ۳

فطرت سست ‌پی از پیروی وهم امل
لغزشی خورد که امروز مرا فردا کرد ۴

می‌شمارم قدم و بر سر دل می‌لرزم
پای پر آبله‌ام کارگه مینا کرد ۵

دل بپرداز و طرب‌ کن‌ که درین تنگ فضا
خانهٔ آینه را جهد صفا صحرا کرد ۶

گرد پرواز در اندیشه پری می‌افشاند
خاک‌ گشتن سر سودایی ما بالا کرد ۷

حسن هرسو نگرد سعی نظرخودبینی است
آنچه می‌خواست به آیینه‌ کند با ما کرد ۸

کلک نقاش ازل حسن یقین می‌پرداخت
نقش ما دید و به‌ سوی تو اشارت ها کرد ۹

عشق ازآرایش ناموس حقیقت نگذشت
کف ما را نمد آینهٔ درباکرد ۱۰

هیچکس ممتحن وضع بد و نیک مباد
نسخهٔ حیرت ما طبع فضول اجزا کرد ۱۱

بیدل از قافلهٔ ‌کن‌فیکون نتوان یافت
بار جنسی‌ که توان زحمت پشت پا کرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۷۹ - دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸۱ - دل‌گداخته بر شش جهت بغل واکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.