هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان می‌شود که در فراق معشوق، درد و شور عشق را توصیف می‌کند. شاعر از احساسات عمیق خود مانند ناز، حیرت، شرم و بیدلی سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند آینه، شمع و جلوه‌های خیال برای بیان حالات درونی خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۱۱۳ - دمی ‌که تیغ تو خون مرا بحل ‌گیرد

دمی ‌که تیغ تو خون مرا بحل ‌گیرد
هجوم ناز سراپای من به دل ‌گیرد ۱

کجاست اشک که در عالم خیال توام
هزار آینه با جلوه متصل‌ گیرد ۲

مزاج عاشق و آسودگی به آن ماند
که شعله رنگ هواهای معتدل ‌گیرد ۳

به حیرت است نگاه ادب‌ سرشت وفا
که شمع خلوت ‌آیینه مشتعل ‌گیرد ۴

بهار عمر و طراوت زهی خیال محال
مگر حیا عرض از طبع منفعل ‌گیرد ۵

کسی برد چو نگه لذت شناسایی
که نقش خویش به هر جلوه مضمحل‌ گیرد ۶

خوشم‌که ناله‌ام امروز خصم خودداری‌ست
چو سرو تا به کی آزادگی به گل گیرد ۷

کفیل وحشت هر ذره‌ام چو شور جنون
کسی که نگذرد از خود مرا خجل گیرد ۸

ز شرم ِ بیدلی خویش آب می‌گردم
مباد آینه پیش تو نام دل‌گیرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۱۲ - اگر به افواج عزم شاهان سواد روم و فرنگ گیرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱۴ - تا ساز نفسها کم مضراب نگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.