هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، شاعر پارسی‌گوی، بیانگر مفاهیمی مانند ناامیدی، عشق، فقر، و جستجوی کمال است. شاعر از ناتوانی در رسیدن به آرزوها، سیاهی بخت، و محرومیت از عشق سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، همراه با مضامین غم‌انگیز و پیچیدگی‌های زبانی، این شعر را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب می‌سازد. درک کامل این ابیات نیاز به تجربه‌ی زندگی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد.

غزل ۱۱۱۸ - تدبیر عنان من پر شور نگیرد

تدبیر عنان من پر شور نگیرد
هر پنبه سر شیشهٔ منصور نگیرد ۱

دارد ز سر و برگ غنا دامن فقرم
چینی‌ که به مویی سر فغفور نگیرد ۲

در خلق خجالت‌کش تحصیل‌کمالم
برخرمن من خرده مگر مور نگیرد ۳

با من چو کلف بخت سیاهی‌ست‌ که صدسال
در ماهش اگر غوطه دهم نور نگیرد ۴

نزدیکتر آیید سرابم نه محیطم
معیار کمالم کسی ‌‌از دور نگیرد ۵

محرومی شوق ارنی سخت عذابی‌ست
جهدی‌که خروش تو ره طور نگیرد ۶

عریانی از اسباب جهان مغتنم انگار
تا بند گریبان تو هر گور نگیرد ۷

قطع امل الفت دل عقد محال است
چندان ببر این تاک ‌که انگور نگیرد ۸

ای مرده دل آرایش مرقد چه تمناست
نام تو همان به‌ که لب ‌گور نگیرد ۹

بر منتظر وصل مفرما مژه بستن
انصاف‌، قدح از کف مخمور نگیرد ۱۰

بیدل هدف ناوک آفات بزرگی‌ست
مه تا به ‌کمالش نرسد نور نگیرد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۱۷ - من آن غبارم که حکم نقشم به هیچ آیینه درنگیرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱۹ - اگر دماغم درین خمستان خمار شرم عدم نگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.