هوش مصنوعی: این شعر به بیان دردها و ناله‌های درونی شاعر می‌پردازد که در تمام وجودش جریان دارد. او از دل آزرده، یأس، اضطراب و شوقی بی‌پایان سخن می‌گوید و احساس می‌کند که حتی عدم و هستی نیز از ناله‌های او متأثر هستند. شاعر از شکست‌ها، حسرت‌ها و آرزوهای بربادرفته می‌گوید و در نهایت، به بی‌اعتباری خود و دیگران اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و روان‌شناختی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، بیان احساسات پیچیده و یأس‌آلود ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۱۲۳ - نه هستی از نفسهایم شمار ناله می‌گیرد

نه هستی از نفسهایم شمار ناله می‌گیرد
عدم هم از غبار من هم عیار ناله می‌گیرد ۱

نمی‌دانم دل آزرده‌ام یا شو ق مایوسم
که هرجا ‌می‌روم راهم غبار ناله می‌گیرد ۲

بم و زیر دگر دارد نوای ساز مشتاقان
نفس دزدیدن اینجا اختصار ناله می‌گیرد ۳

عرق گل کرده‌ام از شرم مطلب لیک استغنا
همان چون موج اشکم آبیار ناله می‌گیرد ۴

نینگیزد چرا دود از سپند ناتوان من
نیستانها در آتش خار خار ناله می‌گیرد ۵

اگر مطلق عنان گردد سپاه اضطراب دل
دو عالم شوخی یک نی‌سوار ناله می‌گیرد ۶

ادب هرچند محو سرمه گرداند غبارم را
جنون شوق راه انتظار ناله می‌گیرد ۷

فنا مشکل که گردد پرده‌دار ناکسیهایم
خس من آتش از رنگ بهار ناله می‌گیرد ۸

شکست ساز هم آهنگها دارد در این محفل
چوکامل شد خموشی اشتهار ناله می‌گیرد ۹

نمی‌دانم که را گم کرده است آغوش امیدم
که حسرت عالمی را در کنار ناله می‌گیرد ۱۰

ز خاکسترگذشت افسانهٔ داغ سپند من
هنوزم آرزو شمع مزار ناله می‌گیرد ۱۱

فلکتازی‌ست بیدل ترک وضع خویشتن‌ داری
که هرکس رفت از خود اعتبار ناله می‌گیرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۲۲ - غنا مفت هوس‌گر نام آسودن نمی‌گیرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۲۴ - راه فضولی ما هم در ازل حیا زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.