هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و فلسفی از بیدل دهلوی، به موضوعاتی مانند گذر از خود، عشق، ناپایداری جهان، و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند آیینه، تمثال، و نور برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده کرده است. در نهایت، شعر به رهایی از تعلقات دنیوی و پرواز به سوی معنا اشاره دارد.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربهی نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، مخاطبانی با دانش ادبی و تفکر انتزاعی بالاتر را میطلبد.
غزل ۱۱۷۳ - صفا داغ کدورت گشت سامان من و ما شد
صفا داغ کدورت گشت سامان من و ما شد
به سر خاکی فشاند آیینه کاین تمثال پیدا شد ۱
زیارتگاه حسنم کرد فیض محوگردیدن
ز قید نقش رستم خانهٔ آیینه پیدا شد ۲
ز فکر خود گذشتم مشرب ایجاد جنون گشتم
گریبان تأمل صرف دامنگشت صحرا شد ۳
چراغ برق تحقیقی نمیباشد درین وادی
سیاهیکرد اینجا گر همه خورشید پیدا شد ۴
ز تمثال فنا تصویر صبح آواز میآید
که در آیینهٔ وضع جهان نتوان خودآرا شد ۵
ز یمن عافیت دور است ترک وضع خاموشی
زبان بال تپشها زد اگر یک حرف گویا شد ۶
به قدر ناز معشوقست سعی همت عاشق
نگاه ما بلندی کرد تا سرو تو رعنا شد ۷
دماغ درد دل داری مهیای تپیدن شو
به گوش عافیت نتوان حریف نالهٔ ما شد ۸
عروجم بینشانی بود لیک از پستی همت
شرار من فسردن در گره بست و ثریا شد ۹
سر و برگ تعلق در ندامت باختم بیدل
جهان را سودن دستم پر پرواز عنقا شد ۱۰
به سر خاکی فشاند آیینه کاین تمثال پیدا شد ۱
زیارتگاه حسنم کرد فیض محوگردیدن
ز قید نقش رستم خانهٔ آیینه پیدا شد ۲
ز فکر خود گذشتم مشرب ایجاد جنون گشتم
گریبان تأمل صرف دامنگشت صحرا شد ۳
چراغ برق تحقیقی نمیباشد درین وادی
سیاهیکرد اینجا گر همه خورشید پیدا شد ۴
ز تمثال فنا تصویر صبح آواز میآید
که در آیینهٔ وضع جهان نتوان خودآرا شد ۵
ز یمن عافیت دور است ترک وضع خاموشی
زبان بال تپشها زد اگر یک حرف گویا شد ۶
به قدر ناز معشوقست سعی همت عاشق
نگاه ما بلندی کرد تا سرو تو رعنا شد ۷
دماغ درد دل داری مهیای تپیدن شو
به گوش عافیت نتوان حریف نالهٔ ما شد ۸
عروجم بینشانی بود لیک از پستی همت
شرار من فسردن در گره بست و ثریا شد ۹
سر و برگ تعلق در ندامت باختم بیدل
جهان را سودن دستم پر پرواز عنقا شد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۷۲ - ز تنگی منفعلگردید دل آفاق پیدا شد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷۴ - کسی معنی بحر فهمیده باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.