هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، شوق، رنج، تسلیم، حیرت و آزادی می‌پردازد. شاعر از تجربیات درونی و عرفانی خود سخن می‌گوید و به دنبال رسیدن به حقیقت و وحدت است. در این شعر، مفاهیمی مانند فقر، نومیدی، جنون و دیدار معشوق نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و مضامین مانند جنون، رنج و نومیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۱۱۸۶ - عشق هرجا ادب‌آموز تپیدن باشد

عشق هرجا ادب‌آموز تپیدن باشد
خون بسمل عرق شرم چکیدن باشد ۱

مزرع نیستی‌، آرایش تخم شرریم
آفت حاصل ما عرض دمیدن باشد ۲

شوق مفت است که در راه کسی می‌پوییم
منزل مقصد ما گو نرسیدن باشد ۳

موج این بحر تپش بسمل سعی گهر است
رنجها در خور راحت طلبیدن باشد ۴

اشک چندی گره دیدهٔ حیران خودیم
تا نصیب که به راه تو دویدن باشد ۵

صید دلها نتوان کرد مگر از تسلیم
طرهٔ شاهد این بزم خمیدن باشد ۶

حیرت و لذت دیدار خیالی‌ست محال
هر که آیینه شود داغ ندیدن باشد ۷

کلفت چنین نکشد کوتهی دامن فقر
گل‌ آزادی این باغ نچیدن باشد ۸

رفته‌ام از خود و تهمت‌کش آسودگی‌ام
حیرت آینه‌ام کاش تپیدن باشد ۹

پیکرم مانی صورتکدهٔ نومیدی‌ست
بی‌رخت هرچه کشم ناله کشیدن باشد ۱۰

بسمل شوق مرا از اثرکوچهٔ زخم
تا دم تیغ تو یکدست تپیدن باشد ۱۱

هرقدر زین قفس وهم برآیی مفت است
ناله کم نیست اگر میل رمیدن باشد ۱۲

چشم‌بندی‌ست بهار گل بیرنگی عشق
دیدن یار مبادا که شنیدن باشد ۱۳

از دلیران جنون جرأت یأسم بیدل
چون نفس تیغ من ازخویش بریدن باشد ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۵ - محبت ستمگر نباشد نباشد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۷ - رمز آشنای معنی هر خیره‌سر نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.