هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و تأملات شاعر درباره‌ی زندگی، پیری، غفلت، و عبرت‌گیری از گذشتگان می‌پردازد. شاعر از ناتوانی‌های خود در برابر تقدیر و اختیار سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند عجز، شرم، و آرزوهای بربادرفته اشاره می‌کند. همچنین، از نمادهایی مانند میخانه، ماهتاب، و خرقه‌پوشی برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی استفاده شده است.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند میخانه و مستی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۱۲۴۱ - حرص پیری شیأالله از خروشم می‌کشد

حرص پیری شیأالله از خروشم می‌کشد
قامت خم طرفه زنبیلی به دوشم می‌کشد ۱

عبرت حال‌کتان پُر روشن است از ماهتاب
غفلتی دارم که آخر پنبه گوشم می‌کشد ۲

شرمسار طبع مجبورم‌ که با آن ساز عجز
انتقام از اختیار هرزه‌کوشم می‌کشد ۳

معنی‌خاصی ز حرف و صوت انشاکردنی‌ست
گفتگوآخربه‌آن لعل خموشم می‌کشد ۴

سرخوش پیمانهٔ یاد نگاه‌کیستم
رنگ‌ گرداندن به ‌کوی میفروشم می کشد ۵

فرصت هستی درین میخانه پُر بی‌مهلت است
همچو می خم تا به‌ساغر دو جوشم‌می‌کشد ۶

آفتابم رشتهٔ ساز سحر نگسسته است
آرزو برتخت شاهی خرقه‌پوشم می‌کشد ۷

زبن همه شوری‌که دارد کارگاه اعتبار
اندکی افسانهٔ مجنون به هوشم می‌کشد ۸

نقش پای رفتگان‌، صفرکتاب عبرت است
دیده هر جا حلقه می‌یابد به ‌گوشم می‌کشد ۹

بر که بندم بیدل از غفلت خطای زندگی
کم‌ گناهی نیست‌ گر دوشم به دوشم می‌کشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۴۰ - مد بقا کجا به مه و سال می‌کشد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴۲ - باز دامان دل آهنگ چه گلشن می‌کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.