هوش مصنوعی: این متن به زیبایی‌های عشق، رنج‌های روحی، ناتوانی‌های انسان در برابر تقدیر و وهم‌های ذهنی می‌پردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند فلک‌های شرمسار، خردی که آیینهٔ جنون می‌شود، و کشتی آرزو در دریای عدم، مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را بیان می‌کند. همچنین، از عناصری مانند عجز، درماندگی، و تلاش‌های بی‌ثمر انسان سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۳۷۸ - ز شرم عشق فلکها به خاک روکردند

ز شرم عشق فلکها به خاک روکردند
دمی که‌چشم گشودند سر فروکردند ۱

هوای قصر غنا خفت پا به دامن عذر
کمندها همه بر عزم چین غلو کردند ۲

خرد به صد طلب آیینهٔ جنون پرداخت
که چشم شخص به تمثال روبروکردند ۳

به وهم باده حریفان آگهی پیما
دل‌گداخته در ساغر و سبوکردند ۴

قیامت است‌ که در بحر بی‌کنار عدم
ز خود تهی‌شدگان کشتی آرزو کردند ۵

کسی به معبد خجلت چه سجده پیش برد
جبین به سیل عرق رفت تا وضو کردند ۶

علاج چاک‌گریبان به جهد پیش نرفت
سرنگون شده را بخیهٔ رفو کردند ۷

به حُکم عجز همه نقشبند اوهامیم
شکست چینی ما صرف‌ کلک مو کردند ۸

سواد نسخهٔ بینش خموشی انشا بود
به جای چشم همه سرمه درگلو کردند ۹

دماغ سیرچمن سوخت در طبیعت عجز
به خاک از آبله آبی زدند و بوکردند ۱۰

ز دورباش ادب غیرتی معاینه شد
که محرمان همه خود را خیال او کردند ۱۱

تلاش خلق ز علم و عمل دری نگشود
مآل‌کار چوبیدل به هیچ خوکردند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۷۷ - ذره تا مسهر هزار آینه عریان‌ کردند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۹ - رازداران کز ادب راه لب گویا زدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.