هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از فضایل اخلاقی مانند جود و کرم، سعادت، و عدالت سخن میگوید. او از تأثیر مثبت این فضایل بر زندگی خود و دیگران صحبت میکند و به قدرت عشق و زیبایی اشاره میکند. شاعر همچنین از غلبه بر مشکلات و تبدیل سختیها به فرصتهای خوب سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۶۳۸ - مادرم بخت بدست و پدرم جود و کرم
مادرم بَختْ بُدَست و پدرمْ جود و کَرَم
فَرَح اِبْنُ الْفَرَح اِبْنُ الْفَرَح اِبْنُ الْفَرَحَم ۱
هین که بَگْلَربَکِ شادی به سعادت بِرَسید
پُر شُد این شهر و بیابانْ سِپَه و طَبْل و عَلَم ۲
گَر به گُرگی بِرَسَم یوسُفِ مَهْروی شود
در چَهی گَر بِرَوَم گردد چَهْ باغ اِرَم ۳
آن کِه باشد زِ بَخیلی دلِ او آهن و سنگ
حاتِمِ وَقت شود پیشِ من از جود و کَرَم ۴
خاک چون در کَفِ من زَر شود و نُقرهٔ خام
چون مرا راه زَنَد فِتْنه گَرِ زَرّ و دِرَم؟ ۵
صَنَمی دارم گَر بویِ خوشش فاش شود
جانْ پَذیرد زِ خوشی گَر بُوَد از سنگْ صَنَم ۶
مُرد غَم در فَرَحَش که جَبَرَاللّهُ عَزاک
آنچُنان تیغ چگونه نَزَنَد گَردنِ غَم؟ ۷
بِسِتانَد به سِتَم او دلِ هر کِه خواهد
عَدْلها جُمله غُلامانِ چُنین ظُلْم و سِتَم ۸
آن چه خال است بر آن رُخ که اگر جِلْوه کُند
زود بیگانه شود در هَوَسَش خالْ زِعَم ۹
گفتم اَرْبس کُنم و قِصّه فروداشت کُنم
تو تَمامَش کُنی و شَرح کُنی گفت نَعَم ۱۰
فَرَح اِبْنُ الْفَرَح اِبْنُ الْفَرَح اِبْنُ الْفَرَحَم ۱
هین که بَگْلَربَکِ شادی به سعادت بِرَسید
پُر شُد این شهر و بیابانْ سِپَه و طَبْل و عَلَم ۲
گَر به گُرگی بِرَسَم یوسُفِ مَهْروی شود
در چَهی گَر بِرَوَم گردد چَهْ باغ اِرَم ۳
آن کِه باشد زِ بَخیلی دلِ او آهن و سنگ
حاتِمِ وَقت شود پیشِ من از جود و کَرَم ۴
خاک چون در کَفِ من زَر شود و نُقرهٔ خام
چون مرا راه زَنَد فِتْنه گَرِ زَرّ و دِرَم؟ ۵
صَنَمی دارم گَر بویِ خوشش فاش شود
جانْ پَذیرد زِ خوشی گَر بُوَد از سنگْ صَنَم ۶
مُرد غَم در فَرَحَش که جَبَرَاللّهُ عَزاک
آنچُنان تیغ چگونه نَزَنَد گَردنِ غَم؟ ۷
بِسِتانَد به سِتَم او دلِ هر کِه خواهد
عَدْلها جُمله غُلامانِ چُنین ظُلْم و سِتَم ۸
آن چه خال است بر آن رُخ که اگر جِلْوه کُند
زود بیگانه شود در هَوَسَش خالْ زِعَم ۹
گفتم اَرْبس کُنم و قِصّه فروداشت کُنم
تو تَمامَش کُنی و شَرح کُنی گفت نَعَم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۰۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۳۷ - منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۳۹ - ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.