هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای عاشقانه خود سخن میگوید و بیان میکند که به دنبال شادیهای زودگذر و مادی نیست. او از عشق و وصال سخن میگوید و این که هیچ چیز جز معشوق برایش ارزش ندارد. همچنین، از نالههای شبانه و دلسوختگیهایش میگوید و این که حاضر است جانش را فدای معشوق کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فداکاری نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
غزل ۱۴ - به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
دراز باد شبم با سحر چه کار مرا ۱
مرا نشاط تماشا بس از بهشت وصال
به قیمت کم و بیش ثمر چه کار مرا ۲
ز بهر کاوش دل اهل درد نیش طلب
من و نگاه تو، با نیشتر چه کار مرا ۳
مرا فریب دهد ناله ای و به غم گوید
ز من ترانه شنو با اثر چه کار مرا ۴
ز ناز شربت کوثر نمی چشیدم، آه
به آتش دل داغ جگر چه کار مرا ۵
من و شکستن افغان به سینه در شب غم
به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا ۶
چرا ز غرفی جانباز سر نمی طلبی
فدای تیغ تو جانم، به سر چه کار مرا ۷
دراز باد شبم با سحر چه کار مرا ۱
مرا نشاط تماشا بس از بهشت وصال
به قیمت کم و بیش ثمر چه کار مرا ۲
ز بهر کاوش دل اهل درد نیش طلب
من و نگاه تو، با نیشتر چه کار مرا ۳
مرا فریب دهد ناله ای و به غم گوید
ز من ترانه شنو با اثر چه کار مرا ۴
ز ناز شربت کوثر نمی چشیدم، آه
به آتش دل داغ جگر چه کار مرا ۵
من و شکستن افغان به سینه در شب غم
به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا ۶
چرا ز غرفی جانباز سر نمی طلبی
فدای تیغ تو جانم، به سر چه کار مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳ - چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۵ - هر دم زند هوس به چراغ دگر مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.