هوش مصنوعی:
این شعر به بیان حالات روحی و عرفانی شاعر میپردازد که در آن از مفاهیمی مانند نور، عشق، کمال، و فخر سخن میگوید. شاعر از ناتوانیهای خود در رسیدن به کمال و عشق الهی سخن میگوید و به تأثیر عشق در زندگی خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر قابل درک نباشد. این متن برای افرادی مناسب است که با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی آشنایی نسبی دارند.
غزل ۲۹ - نداد نور شراری چراغ هستی ما
نداد نور شراری چراغ هستی ما
گلی نچید ز شاخ، دراز دستی ما ۱
عنایت صمدی رد کفر ما نکند
اگر کمال به دیر و صنم پرستی ما ۲
سر فتادگی تا به عرش می ساید
کلاه فخر بلندی ربود پستی ما ۳
ز نیم مستی ما زآن کرشمه میبارد
که چشم شاهد عشق است نیم مستی ما ۴
دمی که عشق بتازد به قلب ما عرفی
به تاق عرش نشیند غبار هستی ما ۵
گلی نچید ز شاخ، دراز دستی ما ۱
عنایت صمدی رد کفر ما نکند
اگر کمال به دیر و صنم پرستی ما ۲
سر فتادگی تا به عرش می ساید
کلاه فخر بلندی ربود پستی ما ۳
ز نیم مستی ما زآن کرشمه میبارد
که چشم شاهد عشق است نیم مستی ما ۴
دمی که عشق بتازد به قلب ما عرفی
به تاق عرش نشیند غبار هستی ما ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸ - نوش دارو نشأ ی علت نهد در جان ما
گوهر بعدی:غزل ۳۰ - گفت و گوی غم یعقوب بود پیشه ی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.