هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای درونی خود سخن میگوید. او احساس میکند که دلش مانند شیشهای شکننده است و درگیر تضادهای معنوی و عاطفی است. از یک سو، به عبادت و زیارت تمایل دارد، اما از سوی دیگر، از ناهماهنگی درونی و تنهایی رنج میبرد. او از دوگانگی بین عشق زمینی و معنویت، و همچنین از جنگ درونی خود با احساسات و عواطفش شکایت دارد.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۷ - مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
کجا دماغ می ناب و نغمه ی چنگ است ۱
مرا که شغل هم آغوشی است با زنار
اگر به سبحه دهم دست دوستی ننگ است ۲
به این که کعبه نمایان شود ز پا منشین
که نیم گام جدایی هزار فرسنگ است ۳
فغان ز غمزه شوخی که وقت تنهایی
بهانه ای به خود آغاز کرده در جنگ است ۴
هزار دیر به دل دارم از صنم معمور
لباس کعبه به دوشم مده که بس ننگ است ۵
بهانه جوی تو عرفی به ناز عادت کرد
به آتشتی مرو اکنون که صلح هم جنگ است ۶
کجا دماغ می ناب و نغمه ی چنگ است ۱
مرا که شغل هم آغوشی است با زنار
اگر به سبحه دهم دست دوستی ننگ است ۲
به این که کعبه نمایان شود ز پا منشین
که نیم گام جدایی هزار فرسنگ است ۳
فغان ز غمزه شوخی که وقت تنهایی
بهانه ای به خود آغاز کرده در جنگ است ۴
هزار دیر به دل دارم از صنم معمور
لباس کعبه به دوشم مده که بس ننگ است ۵
بهانه جوی تو عرفی به ناز عادت کرد
به آتشتی مرو اکنون که صلح هم جنگ است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - منزل گه دل ها همه کاشانه ی عشق است
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.