هوش مصنوعی:
این متن به بیان ناگفتهها و رازهای باقیمانده در زندگی میپردازد و تأکید میکند که با وجود گذشت زمان و تغییرات، برخی حقایق و احساسات همچنان پابرجا هستند. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، جفا، ادب، و تعلق خاطر اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۰۶ - زبان ز نکته فرو ماند و راز من باقی است
زبان ز نکته فرو ماند و راز من باقی است
بضاعت سخن آخر شد و سخن باقی است ۱
گمان مبر که تو چون بگذری جهان بگذشت
هزار شمع بکشتند و انجمن باقی است ۲
کسی که محرم باد صبا ست می داند
که با وجود خزان بوی یاسمن باقی است ۳
ز شکوه های جفایت دو کون پر شد، لیک
هنوز رنگ ادب بر رخ سخن باقی است ۴
نماند قاعده ی مهر کوهکن به جهان
ولی عداوت پرویز و کوهکن باقی است ۵
مگو که هیچ تعلق نماند عرفی را
تعلقی که نبودش به خویشتن باقی است ۶
بضاعت سخن آخر شد و سخن باقی است ۱
گمان مبر که تو چون بگذری جهان بگذشت
هزار شمع بکشتند و انجمن باقی است ۲
کسی که محرم باد صبا ست می داند
که با وجود خزان بوی یاسمن باقی است ۳
ز شکوه های جفایت دو کون پر شد، لیک
هنوز رنگ ادب بر رخ سخن باقی است ۴
نماند قاعده ی مهر کوهکن به جهان
ولی عداوت پرویز و کوهکن باقی است ۵
مگو که هیچ تعلق نماند عرفی را
تعلقی که نبودش به خویشتن باقی است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۵ - از شوق که این ناله گرانمایه متاعی است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷ - دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.