هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از دیدار معشوق و زیباییهای بهار سخن میگوید. او از شوریدگی و ویرانی دل خود در مقابل جلوههای معشوق مینالد و روزگار را مسئول ناکامیهای خود میداند. در پایان، شاعر به شهیدان و عاشقان واقعی اشاره میکند که مانند شمعی بر مزارشان میدرخشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹ - بهشت است آن ندانم یا بهار است
بهشت است آن ندانم یا بهار است
غلط کردم، غلط، دیدار یار است ۱
هلاکِ آن تنم کز نازنینی
زمین و آسمانش زیرِ بار است ۲
مرا گویی چرا شوریده شکلی
شراب است و بهار است و نگار است ۳
مرا ویران دلی و جلوهٔ او
هزار اندر هزار اندر هزار است ۴
به ناکامی خوشم یا رب که آنچه
به کام من نگردد، روزگار است ۵
رضی گویی میان کشتگان کیست
شهیدان تو را شمع مزار است ۶
غلط کردم، غلط، دیدار یار است ۱
هلاکِ آن تنم کز نازنینی
زمین و آسمانش زیرِ بار است ۲
مرا گویی چرا شوریده شکلی
شراب است و بهار است و نگار است ۳
مرا ویران دلی و جلوهٔ او
هزار اندر هزار اندر هزار است ۴
به ناکامی خوشم یا رب که آنچه
به کام من نگردد، روزگار است ۵
رضی گویی میان کشتگان کیست
شهیدان تو را شمع مزار است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸ - داند آنکس که ز دیدار تو برخوردار است
گوهر بعدی:غزل ۱۰ - کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.