هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد فراق، بیوفایی دنیا، و اهمیت وفاداری و یکتاپرستی سخن میگوید. شاعر از رنج دوری معشوق مینالد و تأکید میکند که در راه عشق، جز معشوق نباید چیزی خواست. همچنین، او تنهایی و بیقراری خود را بدون معشوق بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۵ - نه پر ز خون جگرم از سپهر مینایی است
نه پر ز خون جگرم از سپهر مینایی است
هلاک جانم ازین بی وفای هر جایی است ۱
یکی ببین و یکی جوی و جز یکی مپرست
از آن جهت که دو بینی قصور بینایی است ۲
وفا و مهر از آن گل طمع مدار ای دل
توقع ثمر از بید باد پیمایی است ۳
جدا ز خویشتنم زنده یک نفس مپسند
که دور از تو هلاکم به از شکیبایی است ۴
چه می کشی به نقاب آفتاب، بنگر کز
تحیر تو که خون در دل تماشایی است ۵
من از تو جز تو نخواهم، که در طریقت عشق
به غیر دوست تمنا ز دوست، رسوایی است ۶
عجب نمک به حرامی است دور از تو رضی
که با وجود خیالت به تنگ تنهایی است ۷
هلاک جانم ازین بی وفای هر جایی است ۱
یکی ببین و یکی جوی و جز یکی مپرست
از آن جهت که دو بینی قصور بینایی است ۲
وفا و مهر از آن گل طمع مدار ای دل
توقع ثمر از بید باد پیمایی است ۳
جدا ز خویشتنم زنده یک نفس مپسند
که دور از تو هلاکم به از شکیبایی است ۴
چه می کشی به نقاب آفتاب، بنگر کز
تحیر تو که خون در دل تماشایی است ۵
من از تو جز تو نخواهم، که در طریقت عشق
به غیر دوست تمنا ز دوست، رسوایی است ۶
عجب نمک به حرامی است دور از تو رضی
که با وجود خیالت به تنگ تنهایی است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۸۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴ - عشقی بتازه باز گریبان گرفته است
گوهر بعدی:غزل ۱۶ - مرا در دل غم جانانهای هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.