هوش مصنوعی:
این شعر از رضی الدین آرتیمانی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است. شاعر از سوزش عشق و دوری از معشوق میگوید و از آتش درونی خود که حتی آب نیز نمیتواند آن را خاموش کند، سخن میراند. او از ترس سوختن دل به دلیل آتش عشقش، آن را پنهان میکند و در نهایت به حال خس (خاشاک) تشبیه میشود که از دوری آتش میسوزد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
غزل ۳۱ - سرم بالش تنم مفرش بسوزد
سرم بالش تنم مفرش بسوزد
به هر ناخوش که رفته خوش بسوزد ۱
از آن پنهان نمٰایم آتش خویش
که میترسم دل آتش بسوزد ۲
ز گریه سوختم یا رب که دیدست
که آبی آید و آتش بسوزد ۳
رضی دور از تو میسوزد چه حال است
که خس از دوری آتش بسوزد ۴
به هر ناخوش که رفته خوش بسوزد ۱
از آن پنهان نمٰایم آتش خویش
که میترسم دل آتش بسوزد ۲
ز گریه سوختم یا رب که دیدست
که آبی آید و آتش بسوزد ۳
رضی دور از تو میسوزد چه حال است
که خس از دوری آتش بسوزد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰ - بمن آن مه دگر امشب نسازد
گوهر بعدی:غزل ۳۲ - حیف که اوقات ما تمام هبا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.