هوش مصنوعی:
این شعر از رضی الدین آرتیمانی بیانگر نگرانی و انتقاد از فروختن ارزشهای دینی و اخلاقی به مادیات است. شاعر از تبدیل شدن نمادهای معنوی مانند سجاده و سبحه به کالاهای مادی مانند زنار و دینار ابراز تأسف میکند. همچنین، او از فریب و دغا در روابط عاشقانه و سوءاستفاده از احساسات انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم انتقادی نسبت به جامعه و ارزشهای دینی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیم عاشقانه و فریب در روابط نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
غزل ۳۵ - ای کاش که سجاده به زنار فروشند
ای کاش که سجاده به زنار فروشند
این طایفه دین چند به دینار فروشند ۱
حق از طرف برهمنان است که امروز
صد سبحه به یک حلقه زنار فروشند ۲
ترسم که به خاکستر گلخن نستانند
زان جنس که این طایف دربار فروشند ۳
در کار دلم کرد همه عشوه چشمش
خوبان دغا مهر به اغیار فروشند ۴
مخمور دو چشم تو رضی گشته نگاهی
کاین باده نه در خانهٔ خمار فروشند ۵
این طایفه دین چند به دینار فروشند ۱
حق از طرف برهمنان است که امروز
صد سبحه به یک حلقه زنار فروشند ۲
ترسم که به خاکستر گلخن نستانند
زان جنس که این طایف دربار فروشند ۳
در کار دلم کرد همه عشوه چشمش
خوبان دغا مهر به اغیار فروشند ۴
مخمور دو چشم تو رضی گشته نگاهی
کاین باده نه در خانهٔ خمار فروشند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴ - مرا نه سر نه سامان آفریدند
گوهر بعدی:غزل ۳۶ - مگر شور عشقت ز طغیان نشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.