هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، جدایی، درد دل و ناامیدی سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و همچنین از ناملایمات زندگی و ناامیدیهایش شکوه میکند. در نهایت، شاعر به نوعی تسلیم سرنوشت میشود و با دنیا و گردون به شوخی برخورد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تسلیم در برابر سرنوشت نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۰ - گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم
گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم
شب چشم من نخفت، مگر شبنم گلم ۱
خون در دلم همی کند از آب کوثرم
جا در دلش نمیکنم ار سحر باطلم ۲
حسن تو بیتأملم از هوش میبرد
با آنکه در نگاه تو من بی تأملم ۳
اندک اندک بر سر کوی تو فندی میزنم
پیش تو پستیم و یا هوی بلندی میزنیم ۴
هر چه میگوئیم از آن میدهد سرها بباد
بر در اندیشه زین پس قفل و بندی میزنیم ۵
تو زما مشنو سخن با ما مگو و ز ما مپرس
هر چه بادا باد گویا حرف چندی میزنیم ۶
گاه میگرییم و گاهی خنده بر هم میکنیم
ما و گردون یکدگر را ریشخندی میزنیم ۷
شب چشم من نخفت، مگر شبنم گلم ۱
خون در دلم همی کند از آب کوثرم
جا در دلش نمیکنم ار سحر باطلم ۲
حسن تو بیتأملم از هوش میبرد
با آنکه در نگاه تو من بی تأملم ۳
اندک اندک بر سر کوی تو فندی میزنم
پیش تو پستیم و یا هوی بلندی میزنیم ۴
هر چه میگوئیم از آن میدهد سرها بباد
بر در اندیشه زین پس قفل و بندی میزنیم ۵
تو زما مشنو سخن با ما مگو و ز ما مپرس
هر چه بادا باد گویا حرف چندی میزنیم ۶
گاه میگرییم و گاهی خنده بر هم میکنیم
ما و گردون یکدگر را ریشخندی میزنیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹ - همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم
گوهر بعدی:غزل ۵۱ - با رخ همچو صبح و زلف چو شام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.