هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شمس تبریزی، به زیباییهای معشوق و تفاوتهای نور و ظلمت، عشق و عقل، و حلال و حرام میپردازد. شاعر از عشق زمینی و آسمانی سخن میگوید و تأکید میکند که عشق فراتر از منطق و دین است. او همچنین از ناتوانی دیگران در درک پیام عشقش شکایت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیم دینی و فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۱ - با رخ همچو صبح و زلف چو شام
با رخ همچو صبح و زلف چو شام
بامــــدادان بر آی بر لب بام ۱
تا بدانند نور از ظلمت
تا شناسنــد صبح را از شـــــــام ۲
بگذری گر ز معبد گبران
ور بر آئی به قبلهٔ اسلام ۳
نشناسند زاهدان محراب
نپرستند کافران اصنام ۴
محض عشوه است مر تو را ترکیب
وز کرشمه است مر تو را اندام ۵
از دعای فرشته بیزارم
گر از آن لب دهی مرا دشنام ۶
گر بسنجی تو عقل را با عشق
می بدانی تو نور را ز ظلام ۷
نکنی فرق نیک را از بد
نشناسی حلال را ز حرام ۸
دور از آن آستان نمیمیرم
آه از این روی، آه از این اندام ۹
قصهٔ خود رضی بیا و مگو
از تو چون کس نمیبرد پیغام ۱۰
بامــــدادان بر آی بر لب بام ۱
تا بدانند نور از ظلمت
تا شناسنــد صبح را از شـــــــام ۲
بگذری گر ز معبد گبران
ور بر آئی به قبلهٔ اسلام ۳
نشناسند زاهدان محراب
نپرستند کافران اصنام ۴
محض عشوه است مر تو را ترکیب
وز کرشمه است مر تو را اندام ۵
از دعای فرشته بیزارم
گر از آن لب دهی مرا دشنام ۶
گر بسنجی تو عقل را با عشق
می بدانی تو نور را ز ظلام ۷
نکنی فرق نیک را از بد
نشناسی حلال را ز حرام ۸
دور از آن آستان نمیمیرم
آه از این روی، آه از این اندام ۹
قصهٔ خود رضی بیا و مگو
از تو چون کس نمیبرد پیغام ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰ - گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم
گوهر بعدی:غزل ۵۲ - چو از جور رقیبان از در او بار میبستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.