هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق، حسرت، و فراق مینویسد. او از عشوههای معشوق، غمهای بیپایان، و ناتوانی در رهایی از این عشق سخن میگوید. همچنین، به وفاداری خود اشاره میکند و آرزو میکند که معشوق درد او را بیشتر نکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، درک برخی از استعارههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۰ - غمزه خونریز و عشوه در پی جان
غمزه خونریز و عشوه در پی جان
چون توان برد دین ودل ز میان ۱
چند از حسرت سراپایت
بیسر و پا شویم و بی دل و جان ۲
چند گیرم ز غم به دندان دست
آه از دست آن لب و دندان ۳
سرو آزاد جان از ین غم داد
که گرفتار توست پیر و جوان ۴
آنچنان شد غمش گریبان گیر
که گریبـٰان ندانم از دامان ۵
روز وصل تو میروم از هوش
شب مهتاب، وای بر کتّان ۶
دوست هر چند دشمن است با ما
ما بدو دوستیم از دل و جان ۷
نکند در دلت اثر آهم
چکند باد با دل سندان ۸
کاش درد دلم فزون نکنی
چون به دردم نمیشوی درمان ۹
گر به عهدت زبون شویم چه باک
سد اسکندریم در پیمان ۱۰
سر شوریدهٔ رضی است مگر
که چو گوئی فتاده در میدان ۱۱
چون توان برد دین ودل ز میان ۱
چند از حسرت سراپایت
بیسر و پا شویم و بی دل و جان ۲
چند گیرم ز غم به دندان دست
آه از دست آن لب و دندان ۳
سرو آزاد جان از ین غم داد
که گرفتار توست پیر و جوان ۴
آنچنان شد غمش گریبان گیر
که گریبـٰان ندانم از دامان ۵
روز وصل تو میروم از هوش
شب مهتاب، وای بر کتّان ۶
دوست هر چند دشمن است با ما
ما بدو دوستیم از دل و جان ۷
نکند در دلت اثر آهم
چکند باد با دل سندان ۸
کاش درد دلم فزون نکنی
چون به دردم نمیشوی درمان ۹
گر به عهدت زبون شویم چه باک
سد اسکندریم در پیمان ۱۰
سر شوریدهٔ رضی است مگر
که چو گوئی فتاده در میدان ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹ - حیفم آید که گویدش کس جان
گوهر بعدی:غزل ۷۱ - ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.