هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس بیگناهی و رنجش از نامهربانی دیگران میگوید. او از این که بیگناه متهم شده و از نزدیکانش دور افتاده ابراز ناراحتی میکند. همچنین، به مسیر فنا و جدایی از دنیا اشاره دارد و از این که حتی بزرگان معنوی مانند جنید و بایزید نیز از او عقب ماندهاند، سخن میگوید.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، مضامین غمانگیز و فلسفی آن برای نوجوانان ممکن است سنگین باشد.
غزل ۷۲ - مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من
مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من
چه بد کردم، چه بد رفتم، چه بد گفتم چه دید از من ۱
سخن میرفت از بیگانگان، از خویشتن رفتم
باین ترتیب درس آشنائی را شنید از من ۲
بخود بیگانهتر امروز دیدم آن ستمگر را
مگر در بیخودیها آشنا حرفی شنید از من ۳
رضی راه فنا را آنچنان در پیش بگرفتم
که واپس ماند بسیاری جنید و بایزید از من ۴
چه بد کردم، چه بد رفتم، چه بد گفتم چه دید از من ۱
سخن میرفت از بیگانگان، از خویشتن رفتم
باین ترتیب درس آشنائی را شنید از من ۲
بخود بیگانهتر امروز دیدم آن ستمگر را
مگر در بیخودیها آشنا حرفی شنید از من ۳
رضی راه فنا را آنچنان در پیش بگرفتم
که واپس ماند بسیاری جنید و بایزید از من ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۱ - ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
گوهر بعدی:غزل ۷۳ - مرا دستی است بالا دست گردون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.