هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و ناامیدی عاشقانه سخن میگوید. شاعر آرزو میکند که ای کاش معشوق وجود نداشت یا خودش را نشان میداد. او از بیمهری معشوق و سردی وعظ واعظان شکایت دارد و از عشق به عنوان غمانگیز یاد میکند. شاعر خود را مجنون معشوق میداند و از گریههای بیحاصل دلش میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، احساسات پیچیدهای مانند حسرت و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین پایینتر وجود ندارد.
غزل ۷۷ - ای کاش که بود ما نبودی
ای کاش که بود ما نبودی
یا بنمودی هر آنچه بودی ۱
نگشود ز کعبه در کسی را
از ما در دیر را سجودی ۲
ز افسانهٔ واعظان فسردیم
ای مطرب عاشقان سرودی ۳
کی مرد غم تو بودم ای عشق
صد بار فزونم ار نمودی ۴
جز دوست اگر ز دوست خواهی
در مذهب عاشقان جهودی ۵
مجنون توام چنانکه بودم
با ما نهای آنچنانکه بودی ۶
ای دل چه به های های گریی
هوئی مگر از رضی شنودی ۷
یا بنمودی هر آنچه بودی ۱
نگشود ز کعبه در کسی را
از ما در دیر را سجودی ۲
ز افسانهٔ واعظان فسردیم
ای مطرب عاشقان سرودی ۳
کی مرد غم تو بودم ای عشق
صد بار فزونم ار نمودی ۴
جز دوست اگر ز دوست خواهی
در مذهب عاشقان جهودی ۵
مجنون توام چنانکه بودم
با ما نهای آنچنانکه بودی ۶
ای دل چه به های های گریی
هوئی مگر از رضی شنودی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶ - تو بدین چشم شوخ و روی چو ماه
گوهر بعدی:غزل ۷۸ - کیم از جان خود سیری ز عمر خویش بیزاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.