هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق یا خداوند سخن می‌گوید. او خود را به عنوان بخشی از وجود معشوق یا خداوند توصیف می‌کند و از وابستگی شدید خود به او سخن می‌گوید. شاعر از نقش و تأثیر معشوق در زندگی خود و از احساس بی‌دلی و حیرانی که در حضور او دارد، صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

غزل ۱۶۸۳ - من که حیران ز ملاقات توام

من که حیران زِ مُلاقاتِ تواَم
چون خیالی زِ خیالاتِ تواَم ۱

به مُراعات کُنی دِلْجویی
اُه که‌ بی‌دل زِ مُراعاتِ تواَم ۲

ذاتِ من نَقْشِ صفاتِ خوشِ توست
من مَگَر خود صِفَتِ ذاتِ تواَم ۳

گَر کَرامات بِبَخشَد کَرَمَت
مو به مو لُطف و کَرامات تواَم ۴

نَقْش و اندیشهٔ من از دَمِ توست
گویی اَلْفاظ و عباراتِ تواَم ۵

گاه شَهْ بودم و گاهَت بنده
این زمان هر دو نِیَم، ماتِ تواَم ۶

دلْ زُجاج آمد و نورَت مِصْباح
منِ‌ بی‌دل شده مِشکاتِ تواَم ۷

ای مُهَندس که تو را لوحَم و خاک
چون رَقَم مَحوِ تو وِاثْباتِ تواَم ۸

چه کُنم ذِکر که من ذکرِ تواَم
چه کُنم رای که رایاتِ تواَم ۹

سَنُریهِمْ شُد و فی اَنْفُسِهِم
هم تواَم خوان که زِ آیاتِ تواَم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۸۲ - من اگر پرغم اگر خندانم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۸۴ - من ازین خانه به در می‌نروم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.