هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر بیان میکند که در وادی معرفت، هیچ چیز ثابتی وجود ندارد و همه چیز بر پایهی نیستی استوار است. وقتی شاعر میخواهد از معرفت سخن بگوید، به او گفته میشود که معرفت را مانند دریا به دهان سگ دادن (یعنی هدر دادن) نکن، چرا که سگ مردار میخورد و ارزش دریا را درک نمیکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
رباعی ۵۴ - در وادی معرفت نه گیر است و نه دار
در وادی معرفت نه گیر است و نه دار
کانجا همه بر هیچ نهٰادند سوار ۱
رفتم که زمعرفت زنم دم، گفتا
دریا به دهان سگ مگردان مردار ۲
کانجا همه بر هیچ نهٰادند سوار ۱
رفتم که زمعرفت زنم دم، گفتا
دریا به دهان سگ مگردان مردار ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۳ - صد شکر که یادت همه از یادم برد
گوهر بعدی:رباعی ۵۵ - ای آنکه ز عشق تو مرا نیست قرار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.