هوش مصنوعی:
این متن به بیان احساسات عمیق و عاشقانهای میپردازد که با مفاهیمی مانند درد، غم، عشق و عرفان درآمیخته است. شاعر از زخمهای عشق، ماتم و غم جهان میگوید و عقل را در برابر عشق ناتوان میداند. همچنین، به مفاهیمی مانند نیاز به نجاتدهنده (عیسی مریم) و بیقراری عرفانی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و غم ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۱۷۴ - نخورم زخم در آن کوچه که مرهم باشد
نخورم زخم در آن کوچه که مرهم باشد
نشوم کشته در آن شهر که ماتم باشد ۱
خجل آن کشته که چون تیغ کشد غمزهٔ دوست
احتیاجش به دم عیسی مریم باشد ۲
گفت و گوهای حکیمانه نیالاید عشق
واگذارید که این نکته مسلّم باشد ۳
عقل را کرده ام از مغلطه خاموش، بلی
خرقهٔ بی ادبان است که ملزم باشد ۴
عرفی از گریه نیاساید توفان، برخیز
جم و کی نیست که او را غم عالم باشد ۵
نشوم کشته در آن شهر که ماتم باشد ۱
خجل آن کشته که چون تیغ کشد غمزهٔ دوست
احتیاجش به دم عیسی مریم باشد ۲
گفت و گوهای حکیمانه نیالاید عشق
واگذارید که این نکته مسلّم باشد ۳
عقل را کرده ام از مغلطه خاموش، بلی
خرقهٔ بی ادبان است که ملزم باشد ۴
عرفی از گریه نیاساید توفان، برخیز
جم و کی نیست که او را غم عالم باشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۳ - درد کیشان همه ناموس کش کیش همند
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵ - تشنه ام رطل گران خواهم گزید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.