هوش مصنوعی:
متن بیانگر احساسات شاعر دربارهٔ هجران، غم و ناامیدی است. او از بیمهری یار و نبود پیمانهٔ شراب برای تسکین دردها مینالد و اشاره میکند که دیگران پیام او را درک نمیکنند. همچنین، او از ترس و رمیدگی خود سخن میگوید و تأکید میکند که حتی دوستدشمنان نیز غم کار او را ندارند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای مکرر به شراب و مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۱۷۶ - هجران شب تار ما ندارد
هجران شب تار ما ندارد
غم عقدهٔ کار ما ندارد ۱
تا جان به هوای گل فشانیم
گل میل کنار ما ندارد ۲
گر عزم سفر کند خوشش باد
جان طاقت بار ما ندارد ۳
فردوس شراب دارد اما
پیمانه گُسار ما ندارد ۴
ساقی می ناب دارد، اما
در خورد خمار ما ندارد ۵
هر کس که رهین حرف و صوت است
پیغام-نگار ما ندارد ۶
از بس که رمیده ایم و ترسان
غم ذوق شکار ما ندارد ۷
عرفی نه ز دوست-دشمنان است
اما غم کار ما ندارد ۸
غم عقدهٔ کار ما ندارد ۱
تا جان به هوای گل فشانیم
گل میل کنار ما ندارد ۲
گر عزم سفر کند خوشش باد
جان طاقت بار ما ندارد ۳
فردوس شراب دارد اما
پیمانه گُسار ما ندارد ۴
ساقی می ناب دارد، اما
در خورد خمار ما ندارد ۵
هر کس که رهین حرف و صوت است
پیغام-نگار ما ندارد ۶
از بس که رمیده ایم و ترسان
غم ذوق شکار ما ندارد ۷
عرفی نه ز دوست-دشمنان است
اما غم کار ما ندارد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۵ - تشنه ام رطل گران خواهم گزید
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷ - کو فنا تا زخم ها شمشیر بر مرهم نهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.