هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از عرفی شیرازی، بیانگر حالتی از عشق و سوز درونی است که شاعر و دیگر عاشقان را فرا گرفته است. او از غمهای روزگار و بیکسانی میگوید که در آتش مشکلات میسوزند. همچنین، اشاره به مستی عشق و بیغشی بادهی عرفانی دارد و در نهایت، از گریزناپذیری این حالات سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'مستی عشق' و 'آتش گرفتن' ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
غزل ۲۱۲ - مستان عشق خانه در آتش گرفته اند
مستان عشق خانه در آتش گرفته اند
دائم قدح ز خوی تو آتش گرفته اند ۱
این هم عنایتی است که غم های روزگار
دنبال بی کسان مشوش گرفته اند ۲
چون خم به ته، ز چاه بلا، دُرد سرکشند
آنان که خو به بادهٔ بی غش گرفته اند ۳
اینک ره گریز، چه سود از گریختن
سر تاسر زمانه در آتش گرفته اند ۴
عرفی مرید خلوتیان پیاده شو
کاین قوم جلوه ز ابرش گرفته اند ۵
دائم قدح ز خوی تو آتش گرفته اند ۱
این هم عنایتی است که غم های روزگار
دنبال بی کسان مشوش گرفته اند ۲
چون خم به ته، ز چاه بلا، دُرد سرکشند
آنان که خو به بادهٔ بی غش گرفته اند ۳
اینک ره گریز، چه سود از گریختن
سر تاسر زمانه در آتش گرفته اند ۴
عرفی مرید خلوتیان پیاده شو
کاین قوم جلوه ز ابرش گرفته اند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۱ - چه مهربان به سفر شد، چه تند قهر آمد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۳ - تا قدم بر اثر نام و نشان خواهد بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.