هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از وفاداری دیگران است. شاعر از بیوفایی مردم و درد عشق شکایت میکند و با استفاده از استعارههای مختلف مانند آتش، شمشیر، و غزالان مست، احساسات خود را بیان مینماید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۲۸ - اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
چون شعله سر کشد همه پرهیز می کنند ۱
ای بی غمان حذر که غزالان مست یار
فتراک عمر عافیت آویز می کنند ۲
شمشیر غمزه-کند شد آهنگ قتل من
کاین تیغ به خون جگر تیز می کنند ۳
برخون کشتهٔ تو ملایک زنند جوش
این شهد را ببین که مگس-ریز می کنند ۴
معمور باد سینهٔ عرفی که درد و غم
تعمیر این زمین بلا خیز می کنند ۵
چون شعله سر کشد همه پرهیز می کنند ۱
ای بی غمان حذر که غزالان مست یار
فتراک عمر عافیت آویز می کنند ۲
شمشیر غمزه-کند شد آهنگ قتل من
کاین تیغ به خون جگر تیز می کنند ۳
برخون کشتهٔ تو ملایک زنند جوش
این شهد را ببین که مگس-ریز می کنند ۴
معمور باد سینهٔ عرفی که درد و غم
تعمیر این زمین بلا خیز می کنند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۷ - در محبت لب خشک و دل تر می خندد
گوهر بعدی:غزل ۲۲۹ - که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.