هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای درونی سخن میگوید. شاعر از جوشش خون، حیا، دعا، و رنجهای عاشقانه و عرفانی صحبت میکند. همچنین، اشارهای به شهیدان و ملامتهای عرفی دارد که او را پریشان کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند خون و شهیدان ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و تاریخ داشته باشد.
غزل ۲۲۹ - که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
که برفروخت که درچشم ما حیا جوشید ۱
هزار آبله از هر نفس فروریزد
چنین که از ته دل تا لبم دعا جوشید ۲
ترانهٔ که چمن را به خون گرم گرفت
که ناگذشته بر او سینهٔ صبا جوشید ۳
کرشمهٔ که بر اصحاب درد می بارد
که خون گرم شهیدان هزار جا جوشید ۴
چنان ملامت عرفی مرا پریشان کرد
که عذر معصیتم از لب قفا جوشید ۵
که برفروخت که درچشم ما حیا جوشید ۱
هزار آبله از هر نفس فروریزد
چنین که از ته دل تا لبم دعا جوشید ۲
ترانهٔ که چمن را به خون گرم گرفت
که ناگذشته بر او سینهٔ صبا جوشید ۳
کرشمهٔ که بر اصحاب درد می بارد
که خون گرم شهیدان هزار جا جوشید ۴
چنان ملامت عرفی مرا پریشان کرد
که عذر معصیتم از لب قفا جوشید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۸ - اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰ - مدعی باز ملولست و بلایی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.