هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، حقیقت، رازداری، نیاز و عجز میپردازد. شاعر از دلهای اهل حقیقت، زاهد، امید، عشق به معشوق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. همچنین، از طبیعت و نمادهای آن مانند شبنم، صبا و مرغان برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۸ - گر دل اهل حقیقت در راز افشاند
گر دل اهل حقیقت در راز افشاند
زاهد از دامن دل گرد مجاز افشاند ۱
همت این است که با این همه امید، دلم
آستین بر اثر عجز ونیاز افشاند ۲
عرق شبنم خلد است هر آن قطرهٔ خوی
که سمند تو نگاه تک و تاز افشاند ۳
چه عجب کز دل محمود فروریزد خون
گر صبا سلسلهٔ زلف ایاز افشاند ۴
گر نه اظهار شفق می کند از کشتن صید
خون مرغان ز چه در چنگل باز افشاند ۵
جای رحم است به عرفی، که بسی بی اثر است
اشک گرمی که به شبهای دراز افشاند ۶
زاهد از دامن دل گرد مجاز افشاند ۱
همت این است که با این همه امید، دلم
آستین بر اثر عجز ونیاز افشاند ۲
عرق شبنم خلد است هر آن قطرهٔ خوی
که سمند تو نگاه تک و تاز افشاند ۳
چه عجب کز دل محمود فروریزد خون
گر صبا سلسلهٔ زلف ایاز افشاند ۴
گر نه اظهار شفق می کند از کشتن صید
خون مرغان ز چه در چنگل باز افشاند ۵
جای رحم است به عرفی، که بسی بی اثر است
اشک گرمی که به شبهای دراز افشاند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۷ - برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹ - آن چنان زآتش بیداد مرا می سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.