هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر اندوه و تنهایی شاعر در جهانی پر از رنج و بیعدالتی است. او از بلبل و جغد به عنوان نمادهای شادی و غم یاد میکند و اشاره میکند که انسانها در ظاهر میخندند، اما در باطن میگرند. شاعر از شراب گریه مینوشد و اشکهایش را به عنوان ساقی قدح میکند. او از بیکسی و نبود غمگسار در روزهای سخت شکایت دارد و میگوید که مانند بیگانهای است که بر بیگانهای دیگر میگرید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۸۴ - ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید
ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید
جنون مست از نوای جغد در ویرانه می گرید ۱
در این ماتم سرا، با مصلحت دانی مصاحب شو
که در بازار می خندد، و (هم) در خانه می گرید ۲
شراب های های گریه ام، ساقی قدح می کن
که عاشق بی قدح می گرید و مستانه می گرید ۳
ز اشکش بسترم تر شد، ولی از ناز و استغنا
بدان ماند که بر بیگانهٔ بیگانه می گرید ۴
کجا در روز محنت غمگسار کس شود، عرفی
که می گرید به روز خویش و بی دردانه می گرید ۵
جنون مست از نوای جغد در ویرانه می گرید ۱
در این ماتم سرا، با مصلحت دانی مصاحب شو
که در بازار می خندد، و (هم) در خانه می گرید ۲
شراب های های گریه ام، ساقی قدح می کن
که عاشق بی قدح می گرید و مستانه می گرید ۳
ز اشکش بسترم تر شد، ولی از ناز و استغنا
بدان ماند که بر بیگانهٔ بیگانه می گرید ۴
کجا در روز محنت غمگسار کس شود، عرفی
که می گرید به روز خویش و بی دردانه می گرید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۳ - عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۵ - فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.