هوش مصنوعی: این متن عرفانی درباره عشق الهی و از دست دادن خود در راه وصال معشوق است. شاعر از گم شدن نام و نشان عشق در دل و دین سخن می‌گوید، از ذوق بیخودی در راه عشق می‌سراید و اشاره می‌کند که مشهد او همیشه بوی دل خواهد داد، نه بوی گل که در خزان ناپدید می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۲۸۳ - عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد

عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد
اهل دل باشم و ایمان ز میان گم باشد ۱

ای خوش آن حسرت دیدار ، که گردد ز دلم
صد حکایت به دهان جمع و زبان گم باشد ۲

ای خوش آن بیخودی و ذوق که بر خوان وصال
راه آمد شد دستم به دهان گم باشد ۳

تا ابد مشهد ما نکهت دل خواهد داشت
بوی گل نیست که در فصل خزان گم باشد ۴

عرفی از روز ازل گم شدهٔ کار خودست
فرصتش کو که به گام دگران گم باشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۲ - به لحد چگونه زین غم، دلم آرمیده باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴ - ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.