هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج درونی شاعر است که با تصاویر شدید و پراحساسی مانند جوشیدن خون و دود از دل، عقل و جنون، و صحنههای پر از رنج و اندوه توصیف شده است. شاعر از احساسات عمیق خود مانند اندوه، درد، و گمگشتگی در وادیهای پر از رنج سخن میگوید و از مفاهیمی مانند سحر، فسون، و بهشت نیز استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از تصاویر خشن مانند جوشیدن خون و درد شدید ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۰۰ - دودی ز دل برآمد و خون جوش می زند
دودی ز دل برآمد و خون جوش می زند
خون می چکد ز عقل و جنون جوش می زند ۱
ای سامری زیاده کن افسون و دم که باز
دردم به رغم سحر و فسون جوش می زند ۲
پژمرده گشته بود کهن داغ های دل
در لاله زار خنده کنون جوش می زند ۳
تا جنتم به فال در آمد، بهشت را
اندوه در برون و درون جوش می زند ۴
در وادیی گمم که ز دل های تشنکان
چندین هزار چشمهٔ خون جوش می زند ۵
تا زخم دل گشوده و در خون نشسته ام
در آتشم درون و برون جوش می زند ۶
عرفی کجاست غمزه، به تقلید او که باز
در صیدگاه، صید زبون جوش می زند ۷
خون می چکد ز عقل و جنون جوش می زند ۱
ای سامری زیاده کن افسون و دم که باز
دردم به رغم سحر و فسون جوش می زند ۲
پژمرده گشته بود کهن داغ های دل
در لاله زار خنده کنون جوش می زند ۳
تا جنتم به فال در آمد، بهشت را
اندوه در برون و درون جوش می زند ۴
در وادیی گمم که ز دل های تشنکان
چندین هزار چشمهٔ خون جوش می زند ۵
تا زخم دل گشوده و در خون نشسته ام
در آتشم درون و برون جوش می زند ۶
عرفی کجاست غمزه، به تقلید او که باز
در صیدگاه، صید زبون جوش می زند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - کدام لحظه دلم گرد غم نمی گردد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - بسی در کوفتم تا یک خبر از می فروش آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.