هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از محدودیتهای عقل و خرد در برابر شور و دیوانگی میگوید و از رهایی از قیدوبندهای اجتماعی و اخلاقی سخن میراند. او به دنبال تجربههای عمیقتر و آزادانهتر است و از روزمرگی و آرامش بیمعنا شکایت دارد. همچنین، به عشق و رنجهای آن اشاره میکند و از وابستگی به دیگران و غم فرزند مینالد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و دیوانگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۲۷ - تا چند به زنجیر خرد بند توان بود
تا چند به زنجیر خرد بند توان بود
بی مستی و آشوب جنون چند توان بود ۱
جامی بکشم، تا به کی از اهل خرابات
شرمنده ز نشکستن سوگند توان بود ۲
بی رنگی و دیوانگئی پیش بگیریم
تا چند خود آرای و خردمند توان بود ۳
در ننگ فرورفتم و زین راحت و آرام
دردی نه، بلایی نه، چنین چند توان بود ۴
گر مژدهٔ الماس دما دم برسانند
صد سال به یک زخم تو خرسند توان بود ۵
یعقوب مده دل به جگر گوشهٔ مردم
تا چند اسیر غم فرزند توان بود ۶
بی مستی و آشوب جنون چند توان بود ۱
جامی بکشم، تا به کی از اهل خرابات
شرمنده ز نشکستن سوگند توان بود ۲
بی رنگی و دیوانگئی پیش بگیریم
تا چند خود آرای و خردمند توان بود ۳
در ننگ فرورفتم و زین راحت و آرام
دردی نه، بلایی نه، چنین چند توان بود ۴
گر مژدهٔ الماس دما دم برسانند
صد سال به یک زخم تو خرسند توان بود ۵
یعقوب مده دل به جگر گوشهٔ مردم
تا چند اسیر غم فرزند توان بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۶ - کنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۸ - چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.