هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عرفی شیرازی، بیانگر عشق و شیدایی شاعر به معشوق است. او با وجود رنجهای عشق، خوشحال است و حتی مرگ را به پای معشوق میدهد. همچنین، شاعر به زاهد تمسخر میکند و معتقد است دنیای زاهدانه ارزشی ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و نقد اجتماعی موجود در شعر، برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۳۲۸ - چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد
چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد
به کامم هر چه زهر است از لبش تریاک خواهد شد ۱
هجوم عاشقان در کوی او افزود و خوشحالم
کزین پس در هلاک دوستان بی باک خواهد شد ۲
چه غم گر دامن پاکت به خونم گردد آلوده
که فردا هم به آب دیدهٔ من پاک خواهد شد ۳
نی ام نومید اگر دستم بود کوته ز دامانش
چو می دانم که در جولانگه او خاک خواهد شد ۴
ز مست افتادنم در مسجد، ای زاهد، مشو رنجه
که صحن مسجدت فردا زمین تاک خواهد شد ۵
چه چاک پیرهن می دوزی ای زاهد، وزین غافل
که تا دامن گریبان کفن هم چاک خواهد شد ۶
شود سودای پا بوس تو افزون در سر عرفی
درین زودی همانا بستهٔ فتراک خواهد شد ۷
به کامم هر چه زهر است از لبش تریاک خواهد شد ۱
هجوم عاشقان در کوی او افزود و خوشحالم
کزین پس در هلاک دوستان بی باک خواهد شد ۲
چه غم گر دامن پاکت به خونم گردد آلوده
که فردا هم به آب دیدهٔ من پاک خواهد شد ۳
نی ام نومید اگر دستم بود کوته ز دامانش
چو می دانم که در جولانگه او خاک خواهد شد ۴
ز مست افتادنم در مسجد، ای زاهد، مشو رنجه
که صحن مسجدت فردا زمین تاک خواهد شد ۵
چه چاک پیرهن می دوزی ای زاهد، وزین غافل
که تا دامن گریبان کفن هم چاک خواهد شد ۶
شود سودای پا بوس تو افزون در سر عرفی
درین زودی همانا بستهٔ فتراک خواهد شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۷ - تا چند به زنجیر خرد بند توان بود
گوهر بعدی:غزل ۳۲۹ - در ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.