هوش مصنوعی:
این متن به بیان درد و رنجهای عاطفی و ناامیدیهای شاعر در روابط عاشقانه و دوستانه میپردازد. شاعر از بیوفایی دوستان، دشمنی دشمنان و ناکامی در عشق شکایت دارد و با تصاویر شاعرانه، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و دشمنی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۳۳۰ - به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند
به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند
عنان به دشمن جان داده ایم تا چه کند ۱
به دوستان نظرش نیست، مهر دشمن بس
کسی که دشمن مهر است، دوست را چه کند ۲
تبسم تو که ناسور را بود مرهم
به سینه نیش زند، نیش غمره را چه کند ۳
هزار گونه مراد محال می طلبی
تو خود بگو، که اجابت به این دعا چه کند ۴
مجو سعادت طالع، که فرصت رفت
چو سر بریده شود، سایهٔ هما را چه کند ۵
بگو وفا نکند دوست با منش، عرفی
نمی شود به وفا آشنا، وفا چه کند ۶
عنان به دشمن جان داده ایم تا چه کند ۱
به دوستان نظرش نیست، مهر دشمن بس
کسی که دشمن مهر است، دوست را چه کند ۲
تبسم تو که ناسور را بود مرهم
به سینه نیش زند، نیش غمره را چه کند ۳
هزار گونه مراد محال می طلبی
تو خود بگو، که اجابت به این دعا چه کند ۴
مجو سعادت طالع، که فرصت رفت
چو سر بریده شود، سایهٔ هما را چه کند ۵
بگو وفا نکند دوست با منش، عرفی
نمی شود به وفا آشنا، وفا چه کند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۹ - در ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند
گوهر بعدی:غزل ۳۳۱ - دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.